سفارش تبلیغ
صبا

89/11/30
12:27 عصر

نگاه انا رجل ای!

بدست روح اله ریاضی در دسته

در دوره کارشناسی استادی داشتیم که می گفتند آبروی دانشکده است.این استاد محترم روزی روزگاری 5 درس مهم کارشناسی را به گونه ای ارائه می کردکه گویی سند منگوله دار به نامش زده بودند.امتحان بسیار سختی می گرفت که معمولا سوال هایش جدید بود.جواب ها را هم بعد امتحان روی بورد می زد.اما نمره های اولیه که می آمد 60 تا 90 درصد بچه ها افتاده بودند.بعد هم بین سه تا پنج نمره اضافه می کرد تا برخی ها پاس کنند.

در طول تاریخ هم تعداد کسانی که از این استاد محترم نمره Aگرفتند به عدد انگشتان دست نمی رسید و از آنهایی که من می شناسم فقط یک نفر از او 20 گرفت.

یادم می آید آن روزها یکی از اساتید دیگر دانشکده که با این استاد به مشکل خورد روی کاغذی نوشت که امتحان خوب آن است که چند نفری از آن نمره بالا بگیرند نه فقط معدود افرادی که یک ترم درس شما را خواندند و نابغه و چه و چه هستند.

کار به جایی رسید که همه امضا جمع کردند و اعتراض پشت اعتراض تا این استاد عزیز دلش شکست و دست از سر بچه ها بر داشت و یا در کنار او اساتید دیگری هم به ارائه دروس مد نظر او پرداختند.

در عرصه فرهنگی و سیاسی کشور ما هم این نگرش های ایده آلیستی و غیر منعطف وجود دارد.

که در عرصه سینما می شود مسعود فراستی که فیلم کیمیایی را «پرت و پلا» می نامد.این منتقد محترم کلا فیلم های اول تا سوم برخی کارگردان ها را قبول دارد آن هم با کمی اغماض و ما بقی را همان می داند که در مورد فیلم کیمیایی گفت.امسال هم در فهرستی که در روزنامه تهران امروز منتشر شد فقط تعداد انگشت شماری از فیلم هارانمره متوسط داد(همان پاسی استاد محترم ما) و ما بقی بی ارزش و فاقد نظر دانسته شدند.

البته ابن آدم ها و نظراتشان در جای خود محترم است، اما اشکال از آنجایی آغاز می شود که به آنها پر و بال می دهیم و حقی بیش از دیگران برایشان قایل می شویم. مسعود فراستی این روزها منتقد ثابت تنها برنامه سینمایی صدا و سیما شده و این اصلا درست نیست آدمی با این نگاه خاص و بدبینانه و کمی مبهم چنین تریبونی در اختیارش باشد و مدام به فیلم ها بد و بیراه بگوید.

شاید اگر امثال مسعود فراستی ها در عرصه هنر و شریعتمداری و رسایی و حسینیان ها در عرصه سیاست در حد یک آدم صاحب نظر بهشان توجه می شد کار هنر و سیاست ما به اینجا نمی رسید.سرنوشت استاد عزیز ما می تواند برای این عزیزان قابل اعتنا باشد.


89/11/28
11:52 صبح

بیت المال چی می شه!

بدست روح اله ریاضی در دسته

شما چرا خون خودتو کثیف می کنی؟آخه 400 نفر ارزش این کارا رو داره.4000 نیروی ضد شورش و 40000 بسیجی رو آماده باش دادی که چی؟

درس این طلبه های جویای علم رو چرا تعطیل می کنی؟تکلیف سهمی که از وجوهات می گیرند و به جای آنکه درس بخوانند می آیند و به روسای 400 نفر آشوب گر فحش می دهند چه می شود؟

290 تا نماینده مجلس از اکثریت و اقلیت راه می افتند توی صحن و راهپیمایی می کنند و ما را از فیض قوانین مشعشع شان محروم می سازند.

رسانه های رسمی هم که مرتب آب می خورند ومی گویند و می نویسند که همه دنیا پشت این 400 نفر بودند و آنها بال مگسی نیستند.

برادر حسین را می کشی تلویزیون و نمی گذاری از اون مقاله های توپ اش بنویسد و آن 400 نفر را رسوا کند.

بازم بگم؟

این کارها اتلاف بیت المال نیست؟هدر رفت منابع نیست؟ بزرگنمایی یه عده اشغال! نیست؟

نکن برادر من.خون خودتو کثیف نکن و پول نفت رو آتیش نزن.فعلا یمن و الجزایر رو بچسب که تظاهرات میلیونی! دارند.

پی نوشت:فکر نمی کردم احمد توکلی طبع طنز داشته باشد.کم کم دارم باور می کنم.

 


89/11/27
3:54 عصر

آخرین روز جشنواره

بدست روح اله ریاضی در دسته

آخرین روز جشنواره روز خاصی بود.سه فیلم خوب جشنواره را دیدم که دوتایش تکراری بود.

جرم کیمیایی اگر چه بهترین این سالهایش شده،ولی داستان و جذابیت و هم ذات پنداری ندارد.در حقیقت فیلم سازهای نسل اول نتوانستند ارتباط مناسب را با مخاطبانشان برقرار کنند.حاصل کار داریوش مهرجویی ناامید کننده بود و کار کیمیایی تازه برگشت به سی سال قبل.

در این بین نسل دومی های انقلابی چون تبریزی و حاتمی کیا به مدد جسارتی که از انقلاب به ودیعه دارند،وارد حوزه هایی شدند که حرف دل بسیاری از افراد است.

نسل سومی چون میرکریمی و معتمدی هم اثر قابل قبولی ارائه دادند.برای نسل چهارم هم نمرده باید نماز خواند.(به خصوص پرورش یافتگان دولتی شان)

در مورد داوری ها هم نمی خواهم حرفی بزنم چون اصلا با این وضع داوران ،جایی برای تحلیل داوری باقی نمی ماند.فقط مشخص است که فیلم های حاتمی کیا و کمال را به خاطر مضمون و خود میرکریمی را به خاطر گفته اش بایکوت کردند.امیدوارم کمال تبریزی جایزه اش را از مردم بگیرد.

حدس ام این است که بهترین فیلم و کارگردانی را بین مهرجویی و اصغر فرهادی تقسیم می کنند و دوباره به کیمیایی جایزه ای نمی دهند!


89/11/27
3:46 عصر

فیلمی که روی پرده خیابان رفت

بدست روح اله ریاضی در دسته

چه طعمی دارد وقتی از فیلم کمال تبریزی بیرون می آیی و همان نیروهای ویژه و مسلح را می بینی که برای ارعاب مردم چهار گوشه میدان انقلاب را قرق کرده اند و چپ چپ نگاه ات می کنند.به راستی کی قرار است «امیر پنداشته»ها از پنداشته های غلطشان دست بردارند و کمی به «افکار» خودشان مراجعه کنند؟

این همه بگیر و ببند آیا مشکلی را حل کرد؟شما که با آمدن به تعبیر خودتان 400 نفر در خیابان این همه آشفته می شوید،نمی دانید که با برخوردهای غلط تان چه 400 نفرهایی را به مخالف و معاند بودن سوق می دهید؟

دلمان لک زده برای کمی تدبیر! برای نگاهی از زاویه دید مردم و در سطح خودشان؛همان گونه که حاتمی کیا در گزارش یک جشن اش درخواست کرد.

باور کنید هنرمند و نخبه و مردم عادی کوچه و بازار هم برخوردهای تان را می بینند و شاید روزی بیاید که پاسخ شان به شما فیلم ساختن و هشدار دادن نباشد.

 


89/11/26
10:44 صبح

من معترضم!

بدست روح اله ریاضی در دسته

من معترضم! و با کمال تاسف برای برادر رادان و دیگر مسئولین ،منافق و عامل انگلیس و آمریکا نیستم.البته اگر بعدا بهم نچسبانند.

با راهپیمایی دیروز هم موافق نبودم و برای همین هم اصلا پی گیری اش نکردم،می خواستم برم سینما که برنامه اش را تغییر دادند و توصیه کردند نروم.نه به خاطر اینکه ممکن بود گیر معترضین بیافتم بلکه به خاطر اینکه پر باتوم و لگد دوستان ولایی و ارزشی به بدنمان گیر نکند و احیانا با انگ منافق و ... چند صباحی ندامت زده نشویم!

فقط از دست دو طرف شاکی ام که چرا مواضع شان را دقیق مشخص نمی کنند.به خصوص معترضین که با حرکت انقلابی می خواهند اصلاح کنند.اگر راهپیمایی و امثالهم برای بعد از انتخابات مزایایی داشت ، الان از دید من نابرخوردار از سیاست و بازی اش، همان مزیت ها را هم ندارد که هیچ، این همه آدم را گرفتار بلیه برادران ارزشی(در ظاهر) می کند.اگر هم می خواهید تغییر عمده بدهید که دیگر درخواست مجوز نمی خواهد، مردم مصر را ببینید!


89/11/25
3:46 عصر

داستان یه آقا پسر!

بدست روح اله ریاضی در دسته

یه آقا پسر 28 ساله که تا به حال دو تافیلم ساخته که هردویش با پول دولت و حمایت بی حد و حصر بوده و دومی اش در کنار سیاسی بودن  و تبلیغ نگاه حاکمیت به صورت افراطی ،ساختار درست و درمانی نداشته(این قسمت را بر اساس فرضیات منتقدین سینمایی گفتم) ،بعد از اینکه روزنامه نگاران سر فیلم اش صداهای عجیب و غریب در آوردند، شاکی شده و گفته که معنی آزادی بیان را فهمیدم؟

اگر چه من قصه گو با کار روزنامه نگارها مخالفم و اگر خودم بودم این کار را نمی کردم ولی ادعای آزادی بیان و طلب آن از طرف این آقا پسر اصلا در حد قد و قواره اش نیست و نباید ایشان که عزیز کرده هستند و سفارشی کار و پاچه لیس قدرت، توقع داشته باشند روزنامه نگار جماعتی که نه امنیت شغلی دارد، نه ازادی رسانه ای و حتی ازادی عمومی ، حتی نمی تواند دغدغه های غیر سیاسی داشته باشد و عده ای با نگاه امنیتی محدود اش کردند و قس علی هذا بیاید و اثر سفارشی و قدرت پسند و البته ضعیف ایشان را به خاطر پاسداشت آزادی بیان بی صدا ببیند و بعدش هم در فضای ازادی بیان انتقادات اش را به ایشان بگوید.

در حقیقت واکنش ها به فیلم این آقا پسر به خاطر نبود آزادی بیان است که اگر بود ، اصلا شاید ایشان نمی توانست با پول ملت چنین فیلمی بسازد و پشت تریبون بنشیند و دم از آزادی بیان بزند!


89/11/25
11:42 صبح

به احترام کمال تبریزی

بدست روح اله ریاضی در دسته

«عجب فیلمی بود!» متداول ترین جمله ای است که پس از اکران فیلم «خیابان های آرام» بر زبان ها رانده می شود.

اگر ابراهیم حاتمی کیا با زبانی درد گونه به حوادث بعد از انتخابات پرداخت، کمال تبریزی با ساحتاری گزارش گونه و با درونمایه طنز آن را موشکافی کرد.سخن هر دو هم در این خلاصه می شود که برخوردهایی که با معترضان صورت گرفت، انسانی نبود و کار دست عده ای نابلد افتاده بود.

فیلم اخیر تبریزی که بعید می دانم با این شکل رنگ اکران به خود ببیند، مرا یاد تارانتیونو و «بیل را بکش» اش انداخت که هنوز عاشق خل بازی های آن هستم و به گمانم کمال تبریزی دارد به بلوغی در پرداخت طنز متفاوت می رسد.

دیشب که رضا میرکریمی، عسگرپور ، فروتن ، نیکی کریمی ، حسن معجونی ، کامبوزیا پرتوی و خود کمال تبریزی در سانس 12 سینما جوان حضور داشتند و واکنش مخاطب را دیدند، از خودم پرسیدم که چه شده که کارگردان های مطرح جنگ ما که آن روز دغدغه اصلی جامعه که جنگ بود را روایت می کردند، این روزها در نیمه های شب اگر رخصت یابند، دغدغه های امروزی شان را در سالن های نمایشی نه چندان بزرگ با مردم شان به اشتراک می گذارند و البته در نگاه امنیتی و حکومتی این روزها، به ف ت ن ه گری متهم می شوند!

ابراهیم حاتمی کیا و کمال تبریزی برای دقایقی شور آن روزها را در وجودمان زنده کردند و ما را از غم غربت نگاهی انسانی و عاقلانه که در تمامی رسانه های رسمی نایاب شده، رهانیدند.

پی نوشت: باز هم فیلم کمال تبریزی را خواهم دید تا در سانس غیر فوق العاده بتوانم به آن رای «خوب» به خاطر متفاوت ترین و جسورترین فیلم این دوره را(از جهت ساخت) بدهم.


89/11/24
12:31 عصر

شور ده روزه!

بدست روح اله ریاضی در دسته

شور فیلم دیدنمان همین ده روزه است.با بسیاری از رفقا که صحبت می کنیم همین نظر را دارند.یک جورهایی شبیه شور دهه اول محرم. از این جهت که در مناسبت های دیگر همان حال نصف و نیمه را هم نداریم.

وقتی سینما پر می شود.یک اکثریتی برای دیدن فیلم آمدند (نه تفریح و چیپس و پفک و...) و اگر چند ساعتی هم در صف ایستاده باشی، آن موقع است که در سالن سینما حس دوست داشتنی غریبی داری که فقط در ایام جشنواره سراغت می آید.

دیشب که فیلم حاتمی کیا رو می دیدم، ملت کف می زدند و در لحظه هایی که دیالوگ های معنی دار رد و بدل می شد، ذوق می کردند و یک جورهایی با اشاره به هم نگاه می کردند.

فیلم حاتمی کیا آن ذوق را که گفتم در وجودتان ایجاد خواهد کرد و الان که فقط سه سانس اکران بیشتر ندارد توصیه می کنم حتما ببینید.به خصوص که امکان اکران بدون حذف اش کمی بعید به نظر می رسد.

فیلم اصغر فرهادی و میر کریمی و معتمدی و رامبد جوان و چند تای دیگر هم که در یادداشت قبل نوشتم ، فیلم های عالی تا متوسطی هستند که بعید می دانم جرح و تعدیل شوند، اما دیدن دو تای اول در جشنواره حس خاص خودش را دارد که به تجربه اش می ارزد.

پی نوشت: دیشب فیلم شبه مزخرفی دیدم که در ماهنامه فیلم ان را حاصل دغدغه های شخصی کارگردان دانسته بود.هنوز خیلی ها مفهوم فیلم و سینما را درک نکرده اند و جدای بعد تجاری اش که قطعا تامین نخواهد شد، قصه گویی و حتی اصول فیلم سازی را هم فدای دغدغه می کنند.همین را بگویم که اسم فیلم «ارتباط خانوادگی» بود.


89/11/23
11:9 صبح

آقای مهرجویی از شما بعید بود!

بدست روح اله ریاضی در دسته

فیلم جدید داریوش مهرجویی یک ضد حال اساسی بود.بعد از اینکه برنامه فیلم مرتب جابجا شد و در حالی که به همین خاطر سالن چندان شور و اشتیاق لازم را نداشت، فیلم آسمان محبوب هم نتوانست به وجدمان بیاورد.

فیلم ساختاری مستندگونه پیدا کرده و تعلیق آخر فیلم اصلا برایم باور پذیر نبود.همیشه گفتم فیلم های قصه گوی مهرجویی را از فیلم های فلسفی اش بیشتر دوست دارم.این فیلم هم اگر چه در نوع خودش نوآوری هایی دارد که بیماری دکتر را با افکت صدا و اوهام او نشان می دهد اما در بعد شخصیت پردازی و حتی قصه گویی باورپذیر، چیزی در حد کار مهرجویی نشده.اپیزود طهران مهرجویی را بیشتر پسندیدم.

آلزایمر احمدرضا معتمدی فیلم بی پیرایه ولی خوبی است که البته به سمت عالی نمی رود.داستان مناسب و بازی های روانی دارد ولی در مورد موضوع اصلی اش کمی سهل انگاری شده.

امتیاز فیلم های جشنواره تا به امروز:

جدایی نادر از سیمین: عالی

یه حبه قند:خوب

گزارش یک جشن :خوب(با کمی اغماض)

آلزایمر و آقا یوسف و سیزده 59 و ورود اقایان ممنوع و آسمان محبوب: متوسط

مرگ کسب و کار من است: ضعیف

فرزند صبح، سیب و سلما، باد و مه: افتضاح و یا چیزی بدتر از آن


89/11/22
11:23 صبح

اشباع جشنواره ای!

بدست روح اله ریاضی در دسته

بالاخره طی دو روز اخیر با دیدن سه فیلم نسبتا کامل به حالت اشباع رسیدم و اگر بقیه فیلم ها هم نرسد ، با همین سه فیلم جشنواره امسال از بسیاری از سالها بالاتر خواهد بود.

غیر منتظره ترین فیلم این دوره «گزارش یک جشن» ابراهیم حاتمی کیا بود.فیلمی بسیار سیاسی که همین سیاسی بودن مهمترین نقطه قوت آن به حساب می آید.مانده ام چگونه به آن مجوز داده اند و ایا در زمان اکران عمومی به همین صورت نمایش پیدا می کند.

دو سکانس اولیه و سکانس راهپیمایی خیابانی که به نظرم بهترین های فیلم بودند با مجموعه ای نچسب به هم متصل شده اند که قرار بوده کپی امروزی آژانس شیشه ای باشد.هر چقدر آژاننس برایمان باور پذیر بود، با شخصیت هایش ارتباط برقرار می کردیم و منتظر بودیم ببینیم آخرش چه می شود، در این فیلم از آنها خبری نبود.اگر در فیلم حاتمی کیا نتوانی آن گونه که باید به شخصیت هایش نزدیک شوی، نتیجه وحشتناکی در انتظارت هست.

من این فیلم را بک کپی ضعیف از آژانس می دانم که حتی نتوانست در حد فیلم هایی چون موج مرده و به رنگ ارغوان مرا با خود همراه سازد. (البته این فیلم را ساعت یک نصفه شب دیدم و شاید خستگی هم کمی در این نظرم تاثیر داشته باشد و با دیدن دوباره بتوانم شجاعانه از این نظرم عدول کنم.)

دومین غیرمنتظره ،فیلم «یه حبه قند» رضامیرکریمی بود که با فضای همیشگی فیلم هایش تفاوت زیادی داشت.فیلم در فضایی پر کاراکتر روایت می شود و یادآور «مهمان مامان» مهرجویی است.فیلم در بستر قصه گویی پیش می رود و چندان حالت تعلیق و اوج و فرودی ندارد. شخصیت پردازی مردها بهتر شده و خواهرها  تفاوت ملموسی نشان نمی دهند و به نظر می رسد صرفا برای اینکه حضور مردها توجیه پذیر باشد به فیلم اضافه شده اند.

فکر نکنم طرفداران میرکریمی این فیلم را گامی به جلو بدانند ولی جسارت کارگردان در پرداختن به فضایی نو و البته نگاهی نه چندان نو، به همراه دقت و تامل فراوان اش در توجه به جزییات می تواند این فیلم را به یکی از شانس های اکران سال آینده تبدیل کند.(بازی نگار جواهریان هم هنوز برایم تازگی داشت و دقیقا به نقش اش نشست)

برخلاف دو فیلم قبل، فیلم اصغر فرهادی اصلا غیر منتظره نبود و در همان سیری پیش می رفت که در فیلم های قبلی او شاهد بودیم.فضای فیلم به «چهارشنبه سوری» نزدیک بود و روایت گری اش ملهم از «درباره الی» بود.

اما همین موارد مرا نگران می کند که فرهادی بخواهد باز هم در این مضمون و با این نگاه فیلم بسازد که به نظرم تا حدی به انتهای راه نزدیک شده است.فیلمنامه «جدایی نادر از سیمین» بهترین فرهادی تا به اینجا بوده و بازی ساره بیات و شهاب حسینی بهترین نقش دوم های امسال، اما بازی معادی و لیلا حاتمی را نپسندیدم.

فیلم در کلاس جهانی ساخته شده و آنقدر به تک تک نماها توجه شده که وقتی در آینده به علت پخش آنها می رسی یاد جمله معروف هیچکاک می افتی که می گفت اگر در یک نما تفنگی را روی دیوار نشان می دهی در نمایی بعدی باید با آن تفنگ شلیک کنی.

من انرژِی «درباره الی» را بیشتر پسندیدم.

 


   1   2   3      >