سفارش تبلیغ
صبا

87/12/24
2:29 عصر

چشمانمان را بستیم

بدست روح اله ریاضی در دسته

اپیزود اول:

چشمهایت را ببندی و یک آرزو کنی.خبری از چراغ جادو و قالیچه پرنده و آدم برآورد کننده حاجت نباشد.بعد که چشمهایت را باز کردی آرزویت برآورده شده باشد

هیچ محدودیتی هم در انتخاب آرزو نداشته باشی. پولدار شدن، قویترین مرد دنیا،زندگی جاوید و یا سفر به هر جای دنیا که دلت می خواهد.

فقط می ماند اینکه یک ورد بدهی به همه مردمان تا در یک ساعت و دقیقه و ثانیه مشخص ،آن را بخوانند و آرزوی همه نزدیک به هفت میلیاردشان برآورده شود،

شاید یکی از بهترین هایش این باشد که هرکس بگوید:«حالم را بهترین حال کن.»

اپیزود دوم:

بقیه اش را هم بسپارد به تو.

تویی که روی شاخه های خشک درخت جلوی خانه ما، جوانه های سبز نشاندی و به جوجه یاکریم داخل تخم پارکینگمان یاد دادی تخمش را بشکند و زمستان را بهار کردی و سرد را گرم.

حالا گرم کردن سردی وجود ما و تکاندن خانه دلمان با تو.

از ما فقط آرزو کردن بر می آید.نگو که نمی شود...

چشمانمان را بستیم.

87/12/13
11:43 صبح

آقای اصغر فرهادی!

بدست روح اله ریاضی در دسته

نوع  نگاه اصغر فرهادی را نمی پسندم.نگاهی که در فیلمهایش جاری و ساری است، تلخ و گزنده و کشنده است.ولی بعد از دومین باری که فیلم «درباره الی» را دیدم باید اعتراف کنم که کارگردان کاربلدی است.

و متاسفانه باید بگویم که فیلم او جزو معدود آثاری بود که در جشنواره امسال توانستم فیلم بنامم.یعنی آنچه که تا آخر کشش دارد و لحظه به لحظه اش فکر شده است.واقعا چه لذتی دارد وقتی احساس کنی برای آنچه که می بینی فکر شده و کسی که آن را ساخته رشد محسوسی کرده است.

فیلمنامه هم که ضعف اساسی آثار اخیر ماست ،نقطه قوت همیشگی آثار اصغر فرهادی شده.

فکر می کنم به خصوص در حوزه فرهنگ و هنر خیلی راحت طلب شدیم و پولها و فرصتها بیهوده و بی مایه هدر می روند و حاصلی ارزنده را رقم نمی زنند.


87/12/7
11:39 صبح

نوشتن از امام رضا (ع) سخت است!

بدست روح اله ریاضی در دسته

نوشتن در مورد امام رضا(ع)خیلی سخت است.حتی به قول مداحی روضه خواندنش هم سخت است.امام حسین(ع) کلی روضه دارد و می توانی کلی شور پیدا کنی و شاید از صدقه سرش به شعوری هم برسی ولی امام رضا(ع) همه اش یک صبح تا عصر طول کشید.بدون شمشیر و خونریزی.همه اش می شود آنکه ،چون مارگزیده به خود می پیچید.

برای امام رضا(ع) فیلم ساختن و سرودن و گریه کردن هم سخت است.فقط باید بشینی جلوی گنبدش و نگاه کنی.حواست به پنجره فولاد هم نرود،که دخیل شدگانی را می بینی که بیشتر می میرند تا شفا بگیرند.

یک تصویر اختصاصی از گنبد در نمایی متوسط که عبور هیچ عابر و نگاه هیچ رهگذری مخدوشش نکند.که دور ضریح پر است از عبور و آویزان شدن و فشار و....

می شود این تصویر را از همین جایی که نشستیم هم بسازیم.ولی سفر روحانی ما بی ره توشه است و عقیم. امسال هم تصویر اختصاصی ندارم ،کاش مرابه مانند هزارانی در نظر بگیرند که این روزها پیاده به سمت مشهد می روند و دور ضریح شلوغ ، آویزانند و گاه زیارت نامه شان را من می خواندم.

 گفتم  که نوشتن از امام رضا (ع) سخت است.

این هم مطلبی که سال قبل برای امام رضا(ع)نوشتم.مثل اینکه هر سال سخت تر می شود.