سفارش تبلیغ
صبا

91/5/25
3:52 عصر

عیش موقت

بدست روح اله ریاضی در دسته

ناگفته پیداست که حذف رقیب از ساختار رسمی قدرت حلاوت و شیرینی بسیاری برای طالبان قدرت دارد.اما نکته ای که معمولا از آن غفلت می شود آن است که قدرت را نمی توان در پست و مقام و قدرت و اختیار رسمی خلاصه کرد.

اگر بنا بر تعریف  نسبتا همگانی ،قدرت را به معنای نفوذ بدانیم، نمی توانیم این نفوذ را فقط و فقط در چارچوب سمت های رسمی و قانونی تعریف کنیم.اگر چه آنان که عنوان و مقامی دارند به پشتوانه همان جایگاه شان امکان تصمیم گیری و اعمال قدرت را به دست می آورند ،ولی نفوذ در تصمیم ها و از آن مهم تر پذیرش و مقبولیت تصمیم در بین مردم و اجراکنندگان آن ، به چیزی بیشتر از «قانون حکم می کند» ، احتیاج دارد.

این جاست که پدیده ای به نام قدرت غیررسمی شکل می گیرد که پشتوانه اش عواملی به جز قانون و پدیده های رسمی است. در حقیقت قدرت غیررسمی شکل ناب تری از نفوذ را به نمایش می گذارد و درضمن، محدودیت ها و پاسخ گویی های قدرت رسمی را نیز ندارد.

مثلا یک مسئول نمی تواند در حالی که در حیطه مسئولیت اش از عدالت خبری نیست، ادعای عدالت ورزی کند ولی آن دیگری حتی اگر 30 سال هم در پست و سمتی بوده باشد و ذره ای هم در جهت عدالت قدم برنداشته باشد، پس از مدتی که از قدرت رسمی کناره گیری کرد و چه بهتر که به زور به کناری رانده شده باشد، سخن اش از عدالت حتی اگر به کام مخاطبانش ننشیند، ولی برایشان تلخ نیز نخواهد بود و مورد انتقاد قرار نمی گیرد.

با این حساب، خطای استراتژیک بس بزرگی است که قدرت را در قدرت رسمی خلاصه کنیم و آن را هم به افراد خاصی محدود سازیم و دیگران را به زور و تهمت و آشوب و بی فرهنگی هایی که در جامعه امروز ما متداول شده است، به حاشیه برانیم.

چرا که با این کار مهم ترین لطف را به رقبای مان کرده ایم.آن ها را در جایگاهی قرار دادیم که محدودیت های جایگاه رسمی را ندارند و می توانند با فراغ بال بیشتری به فعالیت و سخن وری بپردازند و از آن طرف، اگر افراد توانمندی باشند، خواهند توانست برای خودشان قدرت و نفوذی فراهم کنند که دیگر از دایره نظارت و کنترل ما خارج خواهد بود.برای همین است که اهل اندیشه به جای حذف رقبایشان معمولا با اعطای سمت های صوری و با حداقل اختیار رسمی از افتادن آنها در مسیر قدرت غیر رسمی و از کنترل خارج شدنشان جلوگیری می کنند و در زمان مقتضی می توانند کاسه و کوزه ها را سر همان دست و پا بستگان قدرت رسمی بشکنند.یعنی همان کاری که مامون عباسی که به تعبیری زیرک ترین خلفای در زمان معصومین بود با امام رضا (ع) کرد.

استراتژی که از آن مناظره شوم آغاز شد و در کوتاه مدت ثمراتی هم برای برخی افراد داشت ، اگر چه تا به امروز هنوز هم ادامه دارد و در سخنرانی آقای ناطق در حرم رضوی شمه ای از آن را مشاهده کردیم، ولی چنان لطفی به همین افراد کرد که الان محبوبیتی به دست آورده اند که در قیاس محبوبیت شان در انتخابات هایی که شرکت کرده بودند، ریشه ای تر و حقیقی تر شده و یکی از کسانی که سه سال است مدام او را یکی از سران ف... معرفی می کنند، رای دادنش در روستایی حاشیه ای از بسیاری از اخبار انتخابات ، برای خود همان حذف کنندگان، مهم تر جلوه می کند.


91/5/17
11:41 صبح

یادداشت های انتخاباتی-1

بدست روح اله ریاضی در دسته

صادق زیباکلام قبلا یک طرحی داده بود که اینجا بیشتر و بهتر توضیح داده و می شود در موردش بحث و تبادل نظر کرد.


91/5/15
6:50 عصر

ورزش میلی!

بدست روح اله ریاضی در دسته

عرصه ورزش در کشور ما به دلایلی، مصلحت سنجی های کمتری دارد و می توانیم با نگاه به رفتاری که در این عرصه ارائه می دهیم به واقعیت اجتماعی خودمان پی ببریم.

این روزها که حال و هوای جهان المپیکی شده و ورزش به عنوان اولین خبری است که در اکثر خبرگزاری ها و رسانه ها قابلیت تیتر شدن دارد، بد نیست نگاهی به رفتار رسانه ای خودمان و به خصوص صداوسیما بیاندازیم.

من خودم بارها شاهد انتقادات ریز و درشت از رسانه ملی و میلی خواندن آن بودم که عمدتا معطوف به برخورد سلیقه ای و میلی این رسانه با اخبار بوده است.اما معمولا این انتقادات به رفتار رسانه ملی در زمینه پوشش اخبار سیاسی بر می گردد و پاسخ طرف مقابل هم مبنی بر مصلحت سنجی ها بوده است.

به عنوان نمونه رفتاری که اخبار رسمی ما در قبال حوادث سوریه دارد و گاهی حتی واقعیتی که خود سوری ها در رسانه شان بیان می کنند، در اخبار ما سانسور می شود.

اما به نظر می رسد این رفتار یک جانبه و جهت دهی آشکار و حتی با غرض که به حذف برخی اخبار و تکذیب برخی دیگر اقدام می کند، در پوشش اخبار ورزشی هم به کرات وجود دارد.کافی است ایران یک مدال بگیرد تا سیلی از اخبار روانه شوند و از صعود فلان پله ای سخن به میان آید.اما حذف ورزشکار و تیمی ایرانی و سقوط ایران در جدول مدال ها ،یا گفته نمی شود و یا به صورت گذرا از آن رد می شوند.

در حقیقت در عرصه ورزش است که پی می بریم ،رفتار غیر خبری و گاه قیم مابانه به جزیی از سیاست رسمی ما تبدیل شده و ربطی به مصلحت سنجی ها و توجیهات سیاسی ندارد.

رفتار دوم را در پوشش به اصطلاح خودشان ناداوری در مسابقات بوکس مشاهده کردیم که تا دو روز به این مساله می پرداختند و حواسشان نبود که با ترویج ناداوری ناداوری کردن و دست ندادن ورزشکار ما و در واقع عدم احترام به قانون و رای داوری که در آن مسابقه حرف آخر را می زد چه چیزی را به خاطر اهداف کوتاه مدت شان در ذهن جامعه حک می کنند.

جامعه یک روزه شکل نمی گیرد و اگر امروز در عرصه ورزش و سایر عرصه ها شاهد قانون شکنی و عدم تمکین به داور و ... هستیم، برخی ریشه هایش به این رفتار های شاذ رسانه ای مان بر می گردد.