سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ

90/4/28
11:50 صبح

مدل حکومتی مطلوب!

بدست روح اله ریاضی در دسته

اگر شما سالها بر روی یک موضوع تخصصی تحقیق کرده و به نتیجه ای رسیده باشید و ان را عرضه کنید،آیا می توانید ادعا کنید که نتیجه شما عین حقیقت است و تا قیام قیامت هر تحلیل و استدلال دیگری اشتباه و غیرعاقلانه است؟

برای همین است که من نه صراحتا می توانم بگویم طرفدار ولایت مطلقه فقیه هستم و نه دشمن و مخالف آن.از نظر من همه چی بستگی دارد به سطح تجزیه و تحلیل ما و در نهایت اجرای هر کدام از روش ها.این که من نوعی چشم هایم را ببندم و بگویم که اسلام نمی تواند حکومت کند و در جواب سوال های دیگران ،پاسخ هایی نه چندان موجه و عمدتا مصداقی بدهم و یا از آن طرف این استنتاج عقلایی فقهی را در حد حکم قطعی و غیر قابل انکار الهی بالا ببرم تا از گزند سوالات دیگران مصون بمانم،برای دو طرف ماجرا نتیجه عکس خواهد داد؛ یعنی کمتر کسی با این استدلال های بی بنیه به سخنان از روی تعصب ما گوش می دهد و فضای احساسی اطرافمان همین گونه باقی خواهد ماند و به نتیجه نخواهیم رسید که بالاخره کدام مدل در شرایط زمانی و مکانی ما بیشترین کارایی و اثربخشی را دارد.

نمونه حکومت های سکولار در کشورهای دیگر به وفور وجود دارند ،اما یافتن کشوری که به شرایط امروز ما نزدیک باشد ،امری دشوار است و لذا نمی توانیم الان نتیجه پیاده سازی چنین مدلی را با احتمال بالا حدس بزنیم.از آن طرف هم هنوز در مورد الگوی مدل ولایت مطلقه فقیه حرف و سخن ها و نظریه های متفاوتی وجود دارد و ما هیچ روش ارزیابی برای آنچه تا به امروز در کشور ما پیاده شده نداریم.

برای همین بهتر آن است که بدون تعصب و ارائه استدلال هایی بی منطق تلاش کنیم با رویکردی درست و با ارزیابی صحیح از روش ها و نتایج به نگاهی منصفانه و علمی در مورد شیوه صحیح اداره کشور عزیزمان برسیم.که دستیابی به آن جز با بازگشت به عقلانیت محقق نخواهد شد.

 


90/4/27
7:30 عصر

منطق ایستادگی

بدست روح اله ریاضی در دسته

اقای علی مطهری در مصاحبه اش با خبرآنلاین حرف های جالبی زده است.اما یکی از پاسخ های ایشان در ذهن من سوالات بسیاری را به وجود آورد و این مطلب را تداعی کرد.من کل جواب ایشان را می آورم ولی آن قسمتی را که تیره تر کردم یک بار به صورت به هم پیوسته بخوانید تا علت تعجب مرا متوجه شوید.

«اتفاقا من معتقدم که آقای خ ات م ی حرف?های درستی زده است ولی نه به عنوان شرط. من هم معتقدم که بسیاری از زندانی?های پس از انتخابات باید آزاد شوند، چون در حال حاضر بی?خود دارند به آنها سخت می گیرند. این که بگویند چون این افراد بر موضع خود هستند و ابراز ندامت و پشیمانی نمی کنند آزاد نمی شوند، منطق درستی نیست. اگر اقدام عملی مانند تخریب یا قیام مسلحانه علیه نظام نکرده اند باید آزاد شوند.

ولی راه نیل به این خواسته ها این نیست که اصلاح طلبان برای انتخابات شرط بگذارند. حتی شرکت در انتخابات و به دست آوردن تعدادی از کرسی?های مجلس و به رخ کشیدن پایگاه اجتماعی شان، راه را باز می?کند تا آنها بتوانند به این خواسته هایشان برسند. تحریم انتخابات ممکن است آنها را منزوی کند و دیگر در آینده نتوانند کاری  بکنند. قطعا نظر رهبری هم بالا بردن سطح مشارکت در انتخابات آینده است.

من خواسته های آنها را قبول دارم و منطقی می?دانم ولی شرط گذاشتن برای نظام را درست نمی?دانم چون نظام معمولا در این موارد ایستادگی می کند و زیر بار این شرط ها نمی?رود و به این ترتیب آنها از حضور در این عرصه محروم می?شوند بدون آنکه دستاوردی داشته باشند در حالی که فضای سیاسی را هم تندتر کرده اند


90/4/24
8:48 عصر

فعل معکوس شعار!

بدست روح اله ریاضی در دسته

نمی دانم دقت کرده اید یا نه که هر وقت در کشور ما شعاری داده می شود و در بوق و کرنا و بر در و دیوار نقش می بندد ،ان موضوع مورد شعار بیشتر مورد بی مهری قرار می گیرد و گاهی نتیجه معکوس هم می دهد.مثلا وقتی شعار عدالت می دهیم نتیجه اش بی عدالتی بیشتری است نسبت به آن زمان که شعار عدالت نمی دادیم.

دو سالی است که حضرات احساس کرده اند در حق ولایت فقیه ظلم و ستم زیادی روا داشته می شود و برای همین افتاده اند به دفاع شعاری از ولایت فقیه و شخص ولی فقیه.

مثلا در همین ایام ولادت حضرت حجت شخصی گفته در زمان غیبت ولی عصر(عج) فقط یک ولی فقیه وجود دارد و دیگری بیان کرده که سرکشی مقابل ولی فقیه،سرکشی مقابل امام زمان(عج) است.انگار به شان گفته اند با ولی فقیه و امام زمان جمله ای بسازید.

وقتی هم به متن خبر مراجعه می شود می بینید که  جز سلسله ای فرضیات بدیهی دانسته شده و گزاره های اثبات نشده و مطلق انگارانه حرف دیگری زده نشده و گویا هدف همان جمله سازی و رفع مظلومیت بوده.

خداوند سعدی را بیامرزد که سرود: تا مرد سخن نگفته باشد  عیب و هنرش نهفته باشد

این جوری داد سخن از ولایت فقیه سر دادن نه تنها موجب تقویت باور مردم به ان نمی شود بلکه هم از نظر رسانه ای یک جور ضد تبلیغ است و هم این سوال را بیش از پیش در ذهن اهل خرد مطرح می کند که ایا استدلال در مورد ولایت فقیه در حد این بیان های سطجی و دم دستی است که این حضرات از آن سخن می گویند؟


90/4/22
11:42 صبح

سهم مردم در قانون اساسی

بدست روح اله ریاضی در دسته

آقای سروش محلاتی سلسله مقالاتی در مورد تفسیر تغییر و تعطیلی برخی اندیشه های شهید بهشتی به خصوص در قانون اساسی نوشته اند که اینجا می توانید بخوانید.

اما سوالی که بعد از خواندن این مقاله ها در ذهن من ایجاد شد این بود که در تغییراتی که در سال 68 در قانون اساسی رخ داد سهم مردم و قدرت شان در برابر سهم حاکمیت و قدرت اش دچار چه تغییراتی شد؟امیدوارم در آینده ای نه چندان دور بتوانم مطلب جامع و کاملی در این باره بنویسم اما به طور خلاصه می توان این تفکر را در بازنگری قانون اساسی به عنوان تفکر قالب و اعمال شده در نظر گرفت که:

«فکر شد که اگر اختیار را به مردم بدهیم، ممکن است موردسوء استفاده قرار بگیرد و بعداً، و اگر این راه باز باشد عده ای مثلاً با صلوات و احساسات و امثال این ها بخواهند، یک کسی را به خبرگان تحمیل کنند و مناسب نباشد، از این جهت صلاح دانستند که «این در» را ببندند تا مشکلی پیش نیاید.»


90/4/18
11:37 صبح

موافقم!

بدست روح اله ریاضی در دسته انتخابات

از آنجایی که با این سخنان جناب افروغ موافق هستم.عمده اش را اینجا می آورم.گویی نظر خودم را نوشته ام.

«به نظر من ما نمی?توانیم بدون اینکه دستی در شرایط کنونی ببریم و تغییر و تحولاتی ایجاد کنیم، بیش از حد خوشبینانه وارد فضای انتخاباتی مجلس نهم شویم. حداقل باید به این نکته توجه داشته باشیم که سلب اعتمادی صورت گرفته است. یعنی آن اطمینان خاطر وجود ندارد. چه از ناحیه نخبگانی که می خواهند وارد عرصه شوند و خودشان را عرضه کنند و چه از سوی مردمی که می خواهند رای دهند.

به گفته وی، قرائن نشان می?دهد که ما حضور نخبگی  و مردمی پررنگی به خاطر مسائلی که اتفاق افتاده نخواهیم داشت. مگر اینکه بخواهیم بگوییم هیچ مساله ای نبوده و اگر هم بوده نباید درباره آن حرفی بزنیم! اگراینچنین است که دیگر از من پاسخی نخواهید. چون من معتقدم که به خاطر اتفاقاتی که افتاده، سلب اعتماد عمومی رخ داده و حوادثی قبل، حین و بعد از انتخابات ریاست جمهوری دهم رخ داده که باید مرمت شود. مثلا تهمت?ها و افتراهایی زده شده که نه سندی برای اثبات آن ارائه شده و نه عذرخواهی صورت گرفته است. البته این مربوط به طرفین است نه یک جناح خاص. البته نقد من به آنها که در قدرت و دولت هستند بیشتر است.

به نظر می?رسد که اگر عطف به این قرائن بخواهیم، قضاوت کنیم باید بگویم که نباید شاهد تحول عمده?ای در مجلس بعد باشیم. چون این تحول عمده، به عرضه نخبگی برمی?گردد که وقتی نخبه?ای خودش را عرضه نمی کند، انتخاب محدود به یکسری افراد و اشخاص خاص می?شود. موضوع بعد هم به حضور مردم بر می?گردد. اما باید در وهله اول عرضه?ای از سوی نخبگان صورت بگیرد و بعد منتظر حضور مردم باشیم.

وی در عین حال گفت: اما اگر اتفاقاتی رخ دهد و سعه صدری دیده شود، در تایید صلاحیت?ها وسعت نظر لحاظ شود و عذرخواهی?هایی صورت بگیرد و قوه قضاییه با این بداخلاقی?ها و بی اخلاقی?ها مستقل و مقتدرانه برخورد کند و هر از چندگاهی برای تسلی خاطر شعار ندهد و واقعا عمل کند، می توان امیدوار بود که اتفاقی بیفتد.»


90/4/17
2:21 عصر

شان طبابت!

بدست روح اله ریاضی در دسته

یک مثالی حضرات روحانی عمدتا بر روی منبر بیان می کنند به این تعبیر که همان گونه که انسان وقتی مریض می شود به طبیب مراجعه می کند برای مسائل دینی هم باید به طبیب مخصوص آن که روحانیون و فقها هستند مراجعه شود.حالا در مورد این مثال سخن گفتن را به بعد موکول می کنم و در بست می پذیرم.اما نمی دانم چرا این طبیبان روح در همه حوزه ها وارد شده و حکم صریح می دهند.نمونه اش آیت الله مکارم شیرازی که سخنانی بیان کردند که چند سوال را به ذهن من متبادر کرد:

«خبری را امروز شنیدم که بسیار متاثر شدم و آن اینکه وزیر علوم که بنده از شجاعت و درایت ایشان مطلع هستم، قصد داشتند دو طرح را اجرا کنند، اول اینکه برخی از اساتید دانشگاه های ما - البته اکثر اساتید ما از این جریان به دورند - در کلاس های درس خود اصول دین و مذهب را زیر سوال می برند و با این کار امید را در دل دانشجویان از بین می برند، تصمیم گرفته اند که آن ها را بازنشسته کنند.دومین اقدام ایشان، این است که دختران و پسران را در دانشگاه ها به تدریج و از پایه از هم جدا کنند. در آلمان این کار را انجام دادند تا به بازده علمی بیشتری دست یابند. آن ها به مسایل شریعت و دین کاری ندارند اما ما باید این کار را هم برای دین خود و هم برای پیشرفت علمی بیشتر جوانانمان عملی کنیم. اما متاسفانه برخی مسولین از بالا دستور دادند نباید چنین کاری را انجام دهید. اولا نباید دست به اساتید بزنید و ثانیا مساله جدا سازی یک امر سطحی و غیر حکیمانه است، شنیدن اینگونه مسایل انسان را نا امید می کند.کسی که در درس خود در میان جوانان اسلام را زیر سوال می برد باید برکنار شود چرا که خطری برای جامعه است.»

سوال اول: چقدر سخنان ایشان بر پایه شنیده هاست؟همان روایت معروف که فاصله بین دیدن و شنیدن چهار انگشت است را به خاطر می آورد.ایشان ادعاهای بزرگی کردند که در سخنانشان هیچ استدلال و توجیهی برای آن بیان نفرموده اند.

الف)در دانشگاه های آلمان دختران و پسران را جدا کرده اند تا به بازده علمی بیشتر برسند.می شود بفرمایند چند دانشگاه؟ به چه علت؟ و چرا بقیه کشورها عقلشان به این نرسیده؟و آیا آلمان یعنی همه ی دنیا؟

ب)تنها اساتیدی اخراج می شوند که در کلاس های خود اصول دین و مذهب را زیر سوال می برند.این امار را از کجا آورده اند؟آن اساتیدی که اخراجشان با اعتراض اصول گرایان مجلس هم مواجه شد در این دسته بودند؟

ج)ما باید جداسازی دختران و پسران در دانشگاه ها را برای پیشرفت علمی بیشتر جوانانمان عملی کنیم.این امار پیشرفت علمی از کدام تحقیق و بررسی آمده؟

سوال دوم: حال که ایشان هیچ دلیلی بر گفته هایشان ارائه نکردند چگونه به این راحتی نسخه پیچیدند که باید آن استاد برکنار شود و تفکیک جنسیتی اعمال.

طبابت این گونه چه بر سر آن نمازگزاران و مسلمانان خواهد آورد؟آیا خطر این گونه سخن گفتن ها و نسخه پیچیدن ها کمتر از سخنان استادی در کلاس حداکثر چند ده نفری است؟


90/4/16
10:41 صبح

اصرار کورکورانه بر خطا!

بدست روح اله ریاضی در دسته

یکی از روشهای رفتاری که در بین ایرانیان شیوع بسیاری دارد رفتار ثباتی(fixation) است.در این نوع رفتار وقتی شما با تذکر ،نصیحت و یا تنبیهی مواجه می شوید نه تنها رفتار مورد مواخذه تان را ترک نمی کنید بلکه بر تکرار آن اصرار بیشتری هم می ورزید.یک جورهایی به تعبیر بچه های جنوب شهر خودمان روی طرف را کم می کنید.

اگرچه در بین طبقه فرودست اجتماعی و اقتصادی و حتی دینی این رفتار عمومیت بیشتری دارد ولی حتی در بین بخشی از نخبگان و مسئولینی که قرار است نخبه باشند هم این نوع رفتار و امتناع کورکورانه از پذیرفتن تغییر و پافشاری بر روشی غلط را مشاهده می کنیم.(نمونه اش کسانی که الان به فردی فحش می دهند ولی می گویند اگر دوباره به دو سال قبل برگردیم دوباره بهش رای می دهیم و کار آن روزمان درست بوده و بعدا هم همین جوری عمل می کنیم)

به نظر می رسد یکی از راه حل های اصلاح این رفتار به نحوه انتقاد کردن از آن بر می گردد.اگر شما شخصیت این افراد را که عموما از ساختار اندیشه مشخصی برخوردار نیستند مورد انتقاد قرار دهی و مثلا بگویی:«تو نمی فهمی» این افراد بیشتر بر اشتباه شان پافشاری می کنند تا به نحوی فهم خودشان را اثبات و یا روی شما را کمکنند.اما اگر کارشان را به نقد بکشی و سعی کنی در کنار آن به شخصیت شان هم اعتبار و وجهه ای بدهی راحت تر می توانی از رفتار ثباتی شان جلوگیری کنی.

 


90/4/15
10:22 صبح

برای میلاد

بدست روح اله ریاضی در دسته

کیست این کز لب دیوار من آویخته زلف

تاک­وش، شیشه به دست، از همه سو ریخته زلف

کیست این راز پریشانی من در موهاش

تکیه­ گاه سر شوریده من بازوهاش

کیست این عطر غزل می­ وزد از پیرهنش

ای صبا مرحمتی کن بشناسان به منش

این که می­ خندد و می­ خواند و می­ رقصد و مست

می­ رود بوی خوش پیرهنش دست به دست

نازپرداز همه نازفروشان زمین

ساقی، اما ز همه تشنه­ لبان تشنه­ ترین

نشئه­ افزای دل و جان خماران مستی­ش

دستگیر همه خسته­ دلان بی‌دستی‌ش

کیست این سروقدِ تشنه­ لبِ مشک به دوش؟

این‌که بی­ اوست چراغ شب مستان خاموش ؟

این‌که آتش لب و دریا دل و مشکین کُلَه است؟

کیست این شب همه شب ماه شب چارده است؟

گره واکردن از آن زلف سیه لازم نیست

حتم دارم که به جز ماه بنی­ هاشم نیست

سعید بیابانکی


90/4/9
11:11 عصر

«ما» و حاجی امجد!

بدست روح اله ریاضی در دسته

آقای زائری از شما بعید بود.شاید هم نبود!نمی خواهم مثل شما قضاوت کنم.این قدر راحت به محکمه بروم و حکم برائت خودم را یک طرفه بگیرم و سر کوی و برزن جار بزنم.این یعنی چه که گفته اید:«حاج آقا مال ماست ، نه مال کسانی که با هزار و یک فتنه و نیت شوم در پی مصادره اش هستند . حاج آقا مال ماست ، نه مال کسانی که تازه از راه رسیده اند . حاج آقا مال ماست نه مال آنها که دیر آمده اند و می خواهند زود بروند . » این حرف هایتان بوی دعوای مهاجر و انصار می دهد.راستی کدامشان مسلمان تر و برتر بودند؟ حالا شما که زودتر آقای امجد را شناختید شدید صاحب اختیار و دستگاه نیت خوانی تان به کار افتاده و به فتنه و نیت شوم آنهایی که با شما هم نظر نیستند پی برده اید.

برادر من پیاده شدن و کمی قدم زدن برایمان بد نیست؟هر چقدر هم ریزگرد در هوا باشد و منوکسید و دی اکسید و ذرات مسموم کننده در هوا معلق، اجازه داریم انقدر راحت به دیگران نسبت دهیم؟ قرار نیست حالا که چشمانمان جلو را نمی بیند دهانمان جور اش را بکشد و بلند بلند و یک بند سخن بگوییم. بگوییم و بگوییم تا آنجا که احساس کنیم:«دلمان می گیرد وقتی می بینیم برخی از صفا و سلامتش سوء استفاده می کنند . برای همین نگران و اشفته می شویم وقتی می بینیم چنگال های خطرناکشان را برای دریدن آبرو و حرمتش تیز کرده اند . برای همین می ترسیم وقتی می بینیم این پدر و برادر همدل و همراه را می خواهند از ما بگیرند .»

احسنت به «ما» ،زنده باد«ما» ؛آن «ما» یی که می فهمد دارد از حاج اقا امجد سواستفاده می کنند و خودش نمی فهمد.آن «ما» یی که نگران گرفتن حاج اقا از خودش هست و یک لحظه تامل نمی کند که شاید این «ما»ست که دارد از حاج اقا جدا می شود؟ ،این «ما»ست که تا به امروز برداشت غلطی از حاج آقا داشته؟ ،این «ما» ست که شاید الان دارد اشتباه می کند.

من حاج اقای امجد را دوست دارم.اولین هدیه حفظ قرآن ام را از ایشان گرفتم.بارها پای منبرش نشسته ام،خندیدم و گریه کردم.شاید در ظاهر به اندازه شما در کنارش نبودم، اما الان از خیلی از «ما» ها بیشتر دوست اش دارم.حاج اقای امجد و خدای حاج آقا ها برای همه است.در این «صف» زنبیل گذاشتن و پیش کسوتی و اشنا بودن ملاک جلوتر بودن نیست.که اگر بود، نه حاج اقای امجد اینقدر در بین امثال من ارج و قرب داشت و نه خدای امثال حاج اقا امجدها.


90/4/9
8:56 عصر

عدالت گزینشی!

بدست روح اله ریاضی در دسته

من طرفدار پیاده سازی قانون و اجرای بی قید و شرط عدالت هستم، اما به همان میزان باور دارم که اجرای گزینشی قانون و عدالت نه تنها باعث نهادینه شدن آنها نمی شود بلکه همان مفهوم انتزاعی در ذهن ما را نیز دچار خدشه می کند.برای همین هم با حمله ای که برخی به رییس دولت کردند که ملاک باید قانون باشد نه کابینه و ... موافق نیستم.چرا که سوالاتی در ذهن دارم که مرا نمی تواند به اجرای واقعی قانون و عدالت راهنمایی کند.

اول اینکه این جرائمی که در برخی سایت ها و رسانه ها به اطرافیان رییس دولت نسبت داده می شود تقریبا همه شان مربوط به قبل از رویارویی با رهبری است.چرا تا به حال خبری از این جرائم نبود و تازه اگر کسی هم می گفت با مشت محکم سر جایش نشانده می شد.اگر دست گاه های نظارتی از این جرائم اطلاع نداشتند و یک باره پی برده اند ،صلاحیت این نهادها تا حدی خدشه دار می شود و این سوال پیش می آید که ار کجا معلوم چند سال بعد اطلاعات امروزشان نقض نشود؟و اگر از قبل اطلاع داشته اند پس چزا تا به حال کاری نکرده بودند و مگر می شود اجرای عدالت را به تاخیر انداخت و گذاشت خیانت کنندگان به بیت المال با فراغ بال بر مسند قدرت باشند.

دوم اینکه شبیه این اتهام ها به برخی دیگر از افراد نیز زده می شود اما تا به حال در هیچ دادگاهی به آنها رسیدگی نشده.حتی برخی از مسئولین با وجود شکایت از آنها پایشان به دادگاه نرسیده .خوب چرا اطرافیان احمدی نژاد جزو این استثناها نباشند؟البته ایشان و اطرافیانشان تا دو ماه پیش جزو استثناها بودند.

سوم هم اینکه چرا حالا؟شما که تا الان صبر کردی و خیلی ها را هم مستثنی ،می گذاشتی بعد از ریاست جمهوری به حسابشان می رسیدی.نکند برای انتخابات مجلس و دولت است و احساس خطر!مگر عدالت و قانون گرایی فقط برای وقتی است که به نفع مان باشد ؟(حالا بگذریم که برخی گمان می کنند که اینها جنگ زرگری برای پرشور کردن انتخابات است)

در هر صورت اگر چه در فضایی ایده آل با سخن رییس دولت مخالفم اما تا نگرفتن پاسخ صریح سوالاتم نمی توانم او را به قانون گرایی و پذیرش عدالت دعوت کنم.چون بوی دیگری به مشامم می رسد و بنا ندارم بازی بخورم.


   1   2      >