قیمت سرور خرید سرور قیمت سرور اچ پی قیمت رم سرور قیمت هارد سرور قیمت لپ تاپ قیمت لب تاب قیمت نوت بوک قیمت لپ تاپ ایسوس قیمت لپ تاپ لنوو قیمت لپ تاپ اچ پی قیمت لپ تاپ ایسر قیمت سوئیچ سیسکو قیمت مودم دی لینک قیمت مودم تی پی لینک لپ تاپ قیمت مادربرد قیمت یو پی اس فروش یو پی اس قیمت پرینتر قیمت دوربین مداربسته قیمت پرینترهای اچ پی دوربین مداربسته قیمت گوشی موبایل قیمت پاوربانک قیمت گوشی سامسونگ قیمت هارد اکسترنال قیمت هارد اس اس دی قیمت فلش مموری قیمت باتری لپ تاپ
سفارش تبلیغ
صبا

92/2/31
11:19 عصر

سه فرضیه!

بدست روح اله ریاضی در دسته انتخابات 92

فرضیه اول: گربه را باید دم در حجله کشت.تنها در صورتی که توافق پشت پرده ای با طرف های خارجی کرده باشند و مشارکت در انتخابات و حماسه سیاسی برایشان مهم نباشد.خدا به مردم رحم کند.

فرضیه دوم: توافق پشت پرده ای صورت گرفته است. اینکه دولت هم یک طرف این توافق باشد و یا نه، نمی دانم و نمی خواهم بدانم.مطلبی در این زمینه: اینجا

فرضیه سوم: بازی جدیدی شروع شده است و طرفین در حال برنامه ریزی برای حرکت بعدی هستند.خدا بیشتر از فرضیه اول به مردم رحم کند.

فقط زمان لازم است...

لینک های زیر را ببینید:

ما یک سر و گردن از سیاست بالاتریم

این دو وقتی با هم باشند خوبند

 


92/2/30
2:2 عصر

پاس گل طلایی شورا!

بدست روح اله ریاضی در دسته انتخابات 92

25 روز مانده تا انتخابات

رد صلاحیت آیت الله پاس گل طلایی شورای نگهبان به او و حامیان اش خواهد بود که گل نکردن آن دقت بیشتری می خواهد تا گل کردن اش.

درصورت رد صلاحیت، رد صلاحیت احتمالی مشایی به حاشیه خواهد رفت .چرا که احتمال رد صلاحیت مشایی در افکار عمومی و با موج تبلیغاتی اصول گرایان بسیار قابل پیش بینی تر بود تا رد صلاحیت کسی که تا روز آخر ثبت نام همه می گفتند: نمی آید.

اما آیت الله چه خواهد کرد؟

اولین راه آن است که تمام کاندیداهای وابسته به این جریان ، انصراف دهند.وقتی آیت الله نمی تواند نامزد ریاست جمهوری شود ، عارف و روحانی و ... حضورشان صرفا جهت بازارگرمی خواهد بود.

این استراتژی موجب یک مطالبه عمومی خواهد شد که قطعا مورد اقبال جریان دولت نیز خواهد بود و آنان سعی خواهند کرد خودشان را به عنوان برادر کوچیکه جا بزنند.

یا نظام کوتاه خواهد آمد که البته باید این کوتاه آمدن را مقدمه بعدی ها دانست و یا آنکه به صورت سخت برخورد خواهد کرد. که هم انتخابات و مشارکت در آن زیر سوال می رود و هم بهانه عالی ای برای تهدید نظامب خارجی خواهد بود.

اگر چه معتقدم آقایان هاشمی و خاتمی به همین دلیل، تمایلی به استفاده از این استراتژی نخواهند داشت.

استراتژی دوم از سوی نظام کلید خواهد خورد. بلافاصله و با حکم حکومتی هاشمی و احیانا مشایی تایید صلاحیت می شوند.اگر مشایی تایید شود احتمال ماندن آیت الله بیشتر است و الا می تواند حکم حکومتی را نپذیرد. در هر صورت پیروز انتخابات اصول گرایان نخواهند بود و احتمال پیروزی قاطع جریان وابسته به آیت الله از همه بیشتر خواهد بود.چرا که این حکم بر خلاف سال 84 به عنوان یک لطف تعبیر نخواهد شد.

حالت سوم هم اینکه اصلاح طلبان و جریان وابسته به آیت الله بر روی نامزد خاصی اجماع کنند.در آن صورت دو حالت متصور خواهد بود.یا افکار عمومی این اجماع را نمی پذیرد و مشارکت در انتخابات به طرز محسوسی پایین می آید و یا آنکه نتیجه ،پیروزی این جریان البته نه به قاطعیت حالت دوم خواهد بود.

به نظرم اگر چه حالت سوم کمترین هزینه را برای نظام خواهد داشت اما در مجموع امکان رییس جمهور شدن یک اصول گرا با رد صلاحیت آیت الله به حد زاید الوصفی پایین خواهد آمد.

باید منتظر ماند که آیا شورای نگهبان چنین پاس گلی خواهد داد؟

 


92/2/29
12:49 صبح

رای بدهم یا نه؟

بدست روح اله ریاضی در دسته انتخابات 92

27 روز مانده تا انتخابات

نگاه ایدئولوژیک به مشارکت در انتخابات و به طور خاص «رای دادن» در هر دو طیف حامیان و مخالفان وجود دارد. که البته از دید من هر دو مذموم است.

یک طرف رای دادن را معادل تجدید میثاق با امام و شهدا و رهبری می داند و طرف دیگر رای ندادن را معادل نه گفتن به نظام و یا نه گفتن به برخی افراد و بی قانونی ها و ....

پای صحبت هر دو طرف که می نشینی ، می بینی که کلی حرف نگفته دارند که با آن رفتار صفر و صدی شان در تناقض است. نه آن رای دهندگان ایدئولوژیک، نظام فعلی را کامل و بدون نقص می دانند و نه کسانی که رای نمی دهند، تمام و کمال نظام را سیاه و بدون روشنایی می پندارند.

اما چرا هر دو طرف به هنگام عمل، نگاه شان ایدئولوژیک می شود؟

شاید یک دلیل اش این باشد که این رفتار صفر و صدی راحت تر و توجیه پذیرتر است تا رفتار منطقی و عقلایی.اینکه یک نفر بگوید که من شرایطی برای رای دادن و یا ندادن ام دارم که شامل بررسی های اجتماعی و سیاست داخلی و خارجی و رفتارهای حاکمیت و مردم و شرایط برگزاری و مدیریت انتخابات و ... است (اوه، کی میره این همه راه رو) خیلی حوصله و بررسی می خواهد، تا انتخاب یک راه و توجیه چند باره آن برای خود و منطقی جلوه دادن آن.

معمولا در کشور ما به غیر از 15 الی 20 درصدی که هیچ وقت رای نمی دهند، شاید در حدود 50 درصد مردم، در حالی که مرتب نق می زنند و از رای ندادنشان می گویند، در مواقعی ، یک شبه تصمیم به رای دادن می گیرند و بدیهی است که رایی که یک شب و یک هفته ای حاصل شود، شاید بیشتر از یک هفته هم دوام نیاورد.

توصیه ام به دوستانی که به خصوص می گویند رای نمی دهیم آن است که یک بار به دلایل رای ندادن شان بیاندیشند.آیا خیلی آرمان گرایانه و یا ایدئولوگ زده نیست؟ آیا با رای ندادن شان، به خواسته هایشان خواهند رسید؟

البته خود من هنوز تصمیم نگرفته ام که رای بدهم یا نه.یک حداقل هایی را مشخص کرده ام که در حال بررسی آنها هستم.اگر این حداقل ها تامین شود، و کاندیدایی باشد که خواسته هایم را بتواند عملی کند رای خواهم داد، و الا رای نمی دهم و رای سفید دادن را هم حاصل همان نگاه ایدئولوژیک می دانم.

 


92/2/25
2:59 عصر

از سینما به سیاست!

بدست روح اله ریاضی در دسته انتخابات 92

30 روز مانده تا انتخابات

داستان فیلم شکار (hunt)  در مورد ما آدم هاست و روحیاتی که در وجودمان نهفته است و در مواقع حساس آن خوی نه چندان مناسب ما عیان می شود و جلوه می نماید.

واقعیت آن است که ما آدم ها معمولا به دنبال مقصر می گردیم.برای این اتفاق بد که افتاد، همه مقصر هستند جز خود من. رفتار من عین درستی و دقت بود و این و آن بودند که باعث این فلاکت شدند.

در فیلم، یک ادعایی در مورد فردی مطرح می شود که مورد خوبی برای باور پذیر بودن آن ادعاست. از همسرش طلاق گرفته و جویای کار بوده.اما در فیلم تا قبل از بیان شدن آن ادعا، او سالم ترین و وظیفه مند ترین شخصیت در بین آن آدم هاست.

با ادعای یک دختر مهدکودکی، انسان هایی که همه بیان می کنند که می خواهند رفتار معقولی انجام دهند، اما در اندک زمانی «وا» می دهند، با ذهن معیوب خودشان به این ادعا پر و بال می دهند و در نهایت و در حالی که پلیس و نهادهای قانونی به بررسی موضوع می پردازند، خودشان وارد صحنه می شوند، حکم صادر کرده و اجرایش می کنند و حتی حقوق اولیه این آدم را نیز به رسمیت نمی شناسند.

در حقیقت همه این آدم ها به دنبال یک «شکار» و «قربانی» می گردند و در نهایت اگر چه این گونه به نظر می رسد که بیگناهی این آدم به اثبات رسیده ، اما....

به تعبیر عمران صلاحی عزیر، «حالا حکایت ماست!»

این که شرایط فعلی مان این است و اگر خیلی ها می گویند که مطلوب نیست، همه مان در آن سهیم هستیم.

مثلا در عرصه انتخابات ، اینکه بگوییم همه کسانی که به رییس جمهور قبلی رای دادند فقط مسئول وضع فعلی هستند، یک جورهایی دنبال «قربانی» گشتن است.جملاتی از سنخ:

من که گفتم رای دادن بی فایده است؟

من هیچ وقت رای ندادم.

من به این آدم رای ندادم.

تا وقتی این نظام هست، همینه.

من آن روز بر اساس تکلیف به ایشان رای دادم.

من اشتباه کردم که به ایشان رای دادم.

رای ما به ایشان انتخاب بین بد و بدتر بود.

و...

از لحاظ مسئولیت پذیری در آنچه امروز گریبان گیرمان شده است، هیچ تفاوتی بین آدم ها ایجاد نخواهد کرد.

همه ما مسبب وضع فعلی هستیم و برای بیرون آمدن از آن، باید تلاش کنیم و منطقی بیاندیشیم و مسئولیت پذیر باشیم

 


92/2/23
10:44 عصر

مورد عجیب آیت الله (2)!

بدست روح اله ریاضی در دسته انتخابات 92

32 روز مانده تا انتخابات

واقعیت اش را بخواهید، انتظار چنین حضوری را از آقای هاشمی نداشتم. بعد از آن آخرین خطبه نماز جمعه، دومین باری بود که احساس کردم با یک هاشمی دیگر مواجه هستم.

فقط دوست دارم ببینم که آیا این تفاوت تا انتها ادامه خواهد داشت یا نه؟

حالا که ایشان آمدند، وظیفه امثال ما سنگین تر شده است.و باید تا آنجا که می توانیم از دوقطبی و احساسی شدن فضا جلوگیری کنیم.امیدوارم تیم تبلیغاتی ایشان هم حواسشان به این موضوع باشد و از همین الان رایزنی برای لغو مناظره را شروع کنند.

از یک طرف ما با عنوان نخبگان وظیفه داریم تا فارغ از اسامی ، مانع از احساسی شدن فضا شویم، از آن طرف هم بالادستی ها باید این کار را بکنند.یک رییس جمهور 15 میلیونی و انتخابات 50 درصدی که حاصل نگاه منطقی رای دهنده ها باشد، فکر می کنم از یک رییس جمهور 25 میلیونی و مشارکت 85 درصدی مفید تر باشد.

پس، پیش به سوی مشارکت منطقی در انتخابات.


92/2/20
12:43 صبح

امیدوارم آقای هاشمی نیاید!

بدست روح اله ریاضی در دسته

35 روز مانده تا انتخابات

قیل نوشت: آقای خاتمی که با این صحبت ها به درستی از کاندیداتوری کنار کشید. اما احتمال کاندیداتوری «آیت الله» رو به افزایش است. این مطلب را می نویسم برای خودم و تاریخ، و الا امیدی به رساندن این حرف ها به گوش ایشان و یا تاثیر آن ندارم و فقط امیدوارم که خودشان نتیجه بگیرند که نیایند.

این حرف ها نه از سر ترس است و نه از روی ناامیدی. به نظرم واقع بینانه می نماید و فقط می خواهم کمی، و تنها کمی جلوتر بروم.

فرض کنید امروز اول خرداد است و شورای نگهبان اسامی کاندیداهای تایید صلاحیت شده را اعلام می کند و به احتمال نزدیک به یقین ،نام «آیت الله» هم در بین آنهاست. با آمدن او، تمامی نامزدهای اصلاح طلب و شبه اصلاح طلب و حتی شاید برخی مستقل ها و اصول گرا ها کنار بکشند. این یعنی وزنه «آیت الله» سنگین تر خواهد شد.

اگر انتخابات های 84 و 88 را در نظر بگیریم بین 10 الی 13 میلیون رای به عنوان سبد قطعی رای «آیت الله» بدیهی خواهد بود. در حالی که بالاترین کاندید جریان مقابل بر اساس نظرسنجی های منتشر شده تنها 15 درصد رای دارد که در حدود 6 میلیون می شود. در نتیجه قطعا طرف مقابل برای پیروزی چاره ای جز دوقطبی کردن فضا نخواهد داشت.

فضای دو قطبی یعنی شبیه آن چیزی که در دور دوم انتخابات 84 و از 13 خرداد انتخابات 88 شاهد آن بودیم. فضایی احساسی که یک طرف شر مطلق می شود و طرف دیگر خیر متقن. فضایی که استدلال و برنامه و بحث و گفتگو، جایش را به شعار و فحش و جدل می دهد.رگ گردن ها بیرون می زند و تمسخر و توهین نقل محفل می شود. در این فضا نخبگان به حاشیه رانده می شوند و در نهایت یک قطب، پر می کشد و قطب دیگر، ذلیل می شود.

حالا فرض کنید که 25 خرداد و یا اول تیر است و نتایج انتخابات اعلام شده است.

حالت اول آن است که به مانند دو انتخابات گذشته، بازنده انتخابات «آیت الله» باشد.در آن صورت قطعا شاهد بگیر و ببند بیشتری خواهیم بود(فارغ از اینکه قطب دیگر چه کسی باشد، چرا که این گونه تصمیم ها از جای دیگری گرفته خواهد شد). اندک امید به گشایش تدریجی فضا به فنا خواهد رفت و طرفه سرمایه ی مانده نیز به تاراج می رود.فضایی سنگین و امنیتی که دیگر کسی نای سخن گفتن نخواهد داشت و البته جرات آن نیز. اگر بخواهد اعتراضی به مانند 88 شود ، که قطعا سرکوب شدیدی خواهد شد ، چرا که تجربه ها آموخته اند.اگر هم سکوت، که این بار دامنه دار تر و طولانی تر خواهد بود و چه بسا این شکست ، مجلس ختم اصلاح طلبی و همه آنانی باشد که می خواستند از طریق صندوق رای ، برخی کاستی ها را اصلاح کنند.

اما فرض دوم پیروزی «آیت الله» است. در آن صورت حامیان او دو دسته بوده اند که باید به خواسته های عاجل آنها توجه کند. گروهی همان حامیان گفتمان اصلاح طلبی اند که قطعا به دنبال گشایش فضا و تمام شدن نگاه امنیتی و آزادی مطبوعات و زندانیان و ... هستند. اگر «آیت الله» بخواهد وارد این عرصه شود ، با ممانعت بیشتر مواجه خواهد شد و اگر یک زمانی خود قدرت هم به این رسیده باشد که این خواسته ها را محقق کند، اما همیشه نشان داده که اگر خواسته ای مطالبه عمومی باشد، اتفاقا بیشتر سعی می کند آن را انجام ندهد تا خلق الله بد عادت نشوند. اصرار بر این خواسته ها یا منجر به رویارویی شدید خواهد شد و تبعاتی مانند تصفیه وزارت اطلاعات و 18 تیر در زمان دولت اصلاحات را به همراه خواهد داشت و یا ناامیدی و بریدن درخواست کنندگان که «آیت الله» مرد میدان نبود و تنها گذاشتن او به مانند خاتمی.

دسته دوم حامیان، اما مردمی بودند که بیشتر با انگیزه های اقتصادی به «آیت الله» رای دادند تا این تورم و بیکاری و رکود اقتصادی و صنعتی را چاره کند.اما فکر می کنید آیا مجلسی که اینگونه نیامده به «آیت الله» می تازد و ارگان هایی که سایت ها  روزنامه هایشان از هیچ توهینی ابا ندارند و بر شریان های حیاتی کشور خیمه زده اند و همه آنانی که نانشان در دعواست و بر سر سفره انحصار نشسته اند ،خواهند گذاشت مدل های اقتصادی و تئوری های جواب پس داده به عرصه بیایند و مشکلات اقتصادی مردم را حل کنند و البته همه اینها به اسم مردی زده شود که به جامعه تزریق کرده اند برای مردم ارزشی قایل نیست و دنبال اشرافی گری و منافع گروهی خاص است.

خلاصه آنکه از روز ورود «آیت الله» به عرصه انتخابات و در صورت پیروزی او تا زمانی که ریاست جمهوری را به فرد دیگری تحویل می دهد، جناحی که به خصوص در این 8 سال ، قدرت زیادی برای خودش فراهم کرده، به هر نحو ممکن تلاش خواهد کرد که نگذارد. البته ابایی نخواهد بود اگر همه آنانی که این روزها به دنبال آمدن «آیت الله» هستند و همه مردمی که به او رای می دهند، تا آخر ثابت قدم باشند و از مدار اعتدال خارج نشوند.

اما من چنین فضایی را نمی بینم و معتقدم که شاید در صورت نیامدن «آیت الله»، در آینده ای که نمی دانم دور است یا نزدیک، یا خود اهالی قدرت به این نتیجه برسند که رسم حکمرانی شان را عوض کنند و یا آنکه مردم به آن بلوغ برسند که بدانند چه می خواهند، احساسی نشوند و بر خواسته شان ثابت قدم باشند و از مدار عقل و انصاف و قانون خارج نشوند و اصحاب قدرت را به تمکین در برابر خواسته هایشان مجبور کنند.

بعدنوشت: این مطلب را خیلی سریع و بدون ویرایش نوشتم.شاید امروز اتفاق هایی بیافتد که نمی خواستم بعد از آنها این یادداشت خوانده شود.اگر آیت الله نیامد، در این باره بیشتر خواهم نوشت.

 


92/2/19
10:19 صبح

از رده خارج ها!

بدست روح اله ریاضی در دسته انتخابات 92

36 روز مانده تا انتخابات

اون کسانی که روز اول برای ثبت نام ریاست جمهوری رفتند به جز آقای لنکرانی، بقیه با دست خودشان ، از رده خارج شدند.

از نظر من کاندیدای مستقل نه تنها یک افتخار نیست، بلکه یک افتضاح به تمام معنی است.بالاخره باید یک گروه و تشکیلاتی پشت آدم باشد ،به نحوی که بتواند یک کابینه معقول معرفی کند.

این که من می آیم و امور را به خدا محول می کنم و از وزرای این و آن در دولت ام استفاده می کنم بیشتر شبیه شوخی است تا واقعیت.


92/2/18
9:33 صبح

تمام حرف، همین است

بدست روح اله ریاضی در دسته انتخابات 92

37 روز مانده تا انتخابات

پیش از اینکه بیایم باید در این مورد با رهبری صحبت کنم. من بدون موافقت ایشان وارد عرصه نخواهم شد چون اگر ایشان موافق نباشند نتیجه ای که به بار می آید معکوس خواهد بود.


92/2/17
9:22 صبح

خانه نشینی هم هنر است!

بدست روح اله ریاضی در دسته انتخابات 92

38 روز مانده تا انتخابات

نوشتن این یادداشت از همین ابتدا سخت است. دستم به نگارش ادامه اش نمی رود. خیلی سعی کردم عقل را به گوشه ای بنهم و با آمال و آرزوهایم پیش بروم، ولی نشد که نشد.

سوالی است که برخی تحلیل گران می پرسند که آیا نظام حاضر بود در انتخابات سال 88 کسی غیر از احمدی نژاد رییس جمهور شود؟ نحوه جواب دادن به این سوال ، امروز ما را شفاف تر می کند و می توان همین سوال را به گونه ای دیگر پرسید که آیا نظام حاضر است کسی از جریان منتقدین غیر اصول گرا به ریاست جمهوری برسد؟

جواب حدسی من به هر دو سوال «نه» است. اولی را به چشم دیدم و دومی را فعلا حدس می زنم.

الان در کنار همه بد و بیراه ها به دو کاندیدایی که قرار بود  ژست بازنده باشکوه را بازی کنند، حتی اصول گراها از قطعی بودن تخلف در انتخابات سخن می گویند و در کنارش هم می گویند که تقلب نشده. معنی این تفکیک اصلا برای من روشن نیست ، تازه نمی فهمم که با این ادعا چرا به سوالات بعدی نمی اندیشند که نهادهای ناظر و قانونی که باید جلوی تخلف را می گرفتند و با آن برخورد می کردند پس کجا بودند؟ آیا در آنها تغییری ایجاد شده؟ آیا مکانیزمی طراحی کردند که دیگر تخلف نشود؟ و آیا خود این نهادها متخلف بودند؟

اگر آن بازنده های باشکوه در انتخابات شرکت نمی کردند  ، احمدی نژاد با 10 و حداکثر 15 میلیون رای تایید شده توسط نظام رییس جمهور می ماند، فضا اینقدر امنیتی و سنگین نمی شد و تقریبا همه اتفاقات دیگر به جز برخوردهای سخت با منتقدین، به همین شکل موجود و با اندک تغییرات غیر ماهیتی انجام می شد.الان چه بسا احمدی نژاد خیلی سخت تر توسط خود اصول گرایان نقد می شد و باز هم چه بسا، منتقدین می توانستند نامزد معرفی کنند و از بهمن و اسفند، کار انتخاباتی شان را شروع  کنند و به پیروزی امیدهایی داشته باشند.

اما الان به وضوح نه «نظام» می خواهد منتقدین پیروز انتخابات 24 خرداد باشند و با عرض معذرت، نه مردم.

مردم الان یک منجی می خواهند، فردی که چون قهرمان های نمادین کارتونی و سینمایی و اسطوره ای، بیاید و در اندک طرفه ای، غول گرانی و بیکاری و ... را بشکند.اما همین مردم یارانه هم می خواهند. ابایی از گرفتن صدقه ندارند، در روز روشن به حقوق قانونی هم تجاوز می کنند و....

من الان آن جمعیت مشتاق را که بعد از فوت عثمان، به خانه علی (ع) هجوم بیاورند و در مقابل بی میلی مولا ، اصرار کنند را نمی بینم.این آقایان که خودشان را بالاتر از علی(ع) و دلسوزتر از او که نمی دانند.تازه رفتارهای بعدی همان جمعیت و شکایت های مولا را که فراموش نکرده ایم.

سخن کوتاه که از نظر من در وضع فعلی، بهترین راه ،عدم ارائه نامزد در انتخابات است.نه اقایان هاشمی و خاتمی باید بیایند و نه افرادی چون روحانی و عارف و جهانگیری.نه نظام به لازم بودن حضور منتقدین در انتخابات رسیده است و نه مردم .8 سال و 16 سال خانه نشینی چیز چندان بدی نخواهد بود!

 


92/2/14
8:37 عصر

استراتژی هاس اصول گرایانه

بدست روح اله ریاضی در دسته انتخابات 92

41 روز مانده تا انتخابات

اصول گراها تنها جریانی هستند که استراتژی انتخاباتی شان مدت هاست عملیاتی شده است.هر چه دولتی ها و اصلاح طلبان دغدغه حضور با کاندیدای حداکثری شان را دارند و به «خان» شورای نگهبان می اندیشند، اصول گراها در حال سهم خواهی بعد از رییس جمهور شدن هستند.

شاید اصول گرایان دوست داشتند چشمانشان را می بستند و انتخاباتی را تصور می کردند که کاندیداهای حداکثری جریان های مقابل شان با اختلاف رای بالایی شکست می خوردند. دقیقا مشکل اصلی اصول گرایان مربوط به 24 خرداد است، نه دوم خرداد(روزی که نامزدهای تایید صلاحیت شده اعلام می شوند)

البته اصول گرایان دغدغه های دیگری هم دارند.آنان که خود را منطبق ترین جریان با نظام و رهبری می دانند، باید دغدغه های آنان را نیز در نظر بگیرند.

حضور قابل اعتنای مردم یکی از خواسته های رهبری است و برگزاری انتخاباتی بدون شک و شبهه، به خصوص بعد از وقایع سال 88، دیگر مساله ای است که ذهن نظام را به خود مشغول داشته است.

برای همین سیاست معرفی نامزدهای گوناگون و مختلف را در پیش گرفتند. اگر رقبا در همان «خان» اول از صحنه به در شدند، با قالیباف و ولایتی و لنکرانی و رضایی و یکی دو نفر دیگر به استقبال انتخابات می روند.اگر هم رقبا با کاندیدای حداکثری شان اجازه حضور یافتند، همه به نفع یک نفر کناره گیری می کنند.

این شاخ و شانه کشیدن ها برای طرفین مقابل هم نشان می دهد که چندان به درآمدن اسم کاندیدای واحدشان در مقابل رقبا، امیدوار نیستند.

ماجرا همان ماجرای چشم بستن و در خواب تصور کردن است.(که در پاراگراف دوم به آن اشاره کردم)

 


   1   2      >