سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ

89/9/30
8:21 عصر

توصیه در مورد هدفمندی؛ سکوت

بدست روح اله ریاضی در دسته

یک منشور کثیرالوجه در نظر بگیرید و روی نوک اش یک تصمیم را بگذارید.مثلا بگذارید هدفمندی یارانه ها.

بعد روی وجوه متصل به آن وجه بنویسید سیاسی، اقتصادی ، فرهنگی ، اجتماعی و ....

یعنی می شود این تصمیم را از طریق این وجه ها بررسی کرد و از اندازه آن وجهی که بزرگ تر است فهمید که آن تصمیم به کدام طرف می چربد.

معمولا در کشور ما برای هر تصمیمی یک ظاهری وجود دارد و یک باطنی.یعنی آن وجهی که می گیرند طرف مردم و مدام بر رویش تاکید می کنند واقعا بزرگترین وجه نیست.

مثلا اینکه هدفمندی یارانه ها را بیشتر یک تصمیم اقتصادی یا مدیریتی بدانیم.این گونه نیست.

بلکه وجه بزرگه این تصمیم سیاسی است .یک دلیل اش هم اینکه توسط همان دولت و مجلسی تصویب و اجرا می شود که چند سال پیش طرفدار پر  و پا قرص تثبیت قیمتها بودند و حتی نمی خواستند 20 تومان روی قیمت بنزین ببرند.

حالا اگر از یک کارشناس اقتصاد و مدیریت و ...(غیر از سیاست به معنای عام و خاص اش هر دو) بخواهی نظرش را در مورد هدفمندی و شیوه اجرایش بگوید ، چه جوابی می تواند بدهد؟

عاقلانه اش این است که خودش را قاطی تصمیمی که سیاسی است نکند.چون احتمالا ذینفعان هدفمند کردن یا از این گزاره ها اطلاع دارند و به دلایل سیاسی بی خیالشان شده اند ،و یا اصلا برایشان مهم نیست.

اب در هاون کوبیدن هم حدی دارد!


89/9/29
11:22 صبح

ریشه گوشهای کر شده؛مصلح ضدغرور-2

بدست روح اله ریاضی در دسته

دشمنان امام حسین نماز می‏خواندند، روزه می‏گرفتند، به هیچ دردی نمی‌خورد! امام حسین روز عاشورا دو مرتبه سخنرانی کرد که در تاریخ هست. خوارزمی می‏نویسد، مرتبه دوم که آمد صحبت کند، تا شروع کرد، لشکر شروع کردند به های‌وهوی و جنجال کردن. هلهله کردند که حرفش را گوش نکنند. حضرت به آن‏ها خطاب کرد« وَیلَکُم مَا عَلَیکُم أن تَنصِتُوا إلَیَّ فَتَسمَعُوا قَولِی» وای بر شما! چرا ساکت نمی‏شوید که حرف‏های مرا گوش کنید؟! سر وصدا، جار و جنجال راه انداختید که حرف‏های مرا گوش نکنید؟!

« وَ إِنَّمَا أَدْعُوکُمْ إِلَى سَبِیلِ الرَّشَادِ فَمَنْ أَطَاعَنِی کَانَ مِنَ الْمُرْشَدِینَ وَ مَنْ عَصَانِی کَانَ مِنَ الْمُهْلَکِینَ وَ کُلُّکُمْ عَاصٍ لِأَمْرِی غَیْرُ مُسْتَمِعٍ قَوْلِی» اگر حرف مرا گوش کنید شما را هدایت می‌کنم و اگر نشنوید، همه‌تان گناه‌کار خواهید بود. شماها یک دسته‏تان تطمیع شدید، به شما پول داده‌اند که به جنگ با من آمده‌اید. «فَقَدْ مُلِئَتْ بُطُونُکُمْ مِنَ الْحَرَامِ»(1) شکم‏هایتان الآن پر از حرام است. چون لقمه حرام خورده‌اید، چیزی نمی‌فهمید و هیچ عبادتی از شما اثر نمی‌کند و باعث نمی‌شود که به حرفای من گوش دهید.

آیا امام علم غیب فرمودند؟ من از شماها سؤال می‏کنم، این عده‏ای که عمرسعد از کوفه آورده بود، غذاهایشان را همراه خودشان آورده بودند؟ تمام غذاهایشان از بیت‏المال مسلمین بود. چند روز که آنجا بودند، عمرسعد به آنها غذا می‏داد. از کجا این‏ها را آورده بود؟ همه‌اش از بیت‏المال مسلمین بود. مال مسلمین را به حرام آورده بود و در شکم این‏ها می‏ریخت. لذا شکم همه از حرام پر بود. نماز می‏خواندند، ولی مال حرام مانع اثرگذاری نماز بود. اصلاً گوش نمی‏کنند، جار و جنجال راه می‏اندازند، هوچی‏بازی در می‏آورند که صدای امام را نشنوند. خوارزمی نوشته است هلهله می‏کردند. حسین می‏گوید: وای بر شما، چرا ساکت نمی‏شوید؟! چرا حرف من را گوش نمی‏کنید؟!

این‏ها روش رفتاری داشتند، اما فایده‌ای نداشت، چون رفع حجاب باطنی نمی­کند. امام حسین امروز فریاد کشید و فرمود: «أَلَا إِنَّ الدَّعِیَّ ابْنَ الدَّعِیَّ قَدْ رَکَزَ بَیْنَ اثْنَتَیْنِ بَیْنَ السَّلَّةِ وَ الذِّلَّةِ و هَیهاتَ مِنا الذِلَة» ـ‌حالا من مؤدب بگوییم‌ـ آن فرومایه، پسر فرومایه، من را تهدید کرده است! بعد گفت: «وَ جُدُودٌ طَابَتْ وَ حُجُورٌ طَهُرَتْ».(2) ما از خاندان پاک‌دامنان و نیکان هستیم. یعنی ریشة این مسأله این است که این‌طرفی‌ها حلال‌خور و حلال‌زاده‌اند، ولی سپاه مقابل حرام‌خور است. امام حسین همه این‏ها را می‏گفت، همه ریشه‏هایش را نیز بیان کرد.

1. بحارالأنوار     45     8    بقیة الباب 37

2. اللهوف          120

اصل مطلب را اینجا بخوانید.


89/9/28
1:49 عصر

مصلح ضد غرور(1): ابزارهای شناخت حکومت غیر اسلامی

بدست روح اله ریاضی در دسته

از نظر عقلی کاملا بدیهی است که هر حکومتی ، حاکمی از جنس خودش می خواهد.دلیل قیام و حرکت امام حسین(ع) هم این بود که یزید و اعمال و رفتارش را از جنس حکومت اسلامی نمی دانست.برای همین قصد ایشان براندازی حکومت یزید بود.

حکومت ها برای تشکیل و بقای خودشان از اهرم هایی استفاده می کنند.حکومت شیطانی دارای سه اهرم «تهدید» ، «تطمیع» و «تحمیق» است در حالی که حکومت الهی اصلا و ابدا از این ابزارها استفاده نمی کند و سیر حرکت امام حسین (ع) به خوبی گویای این است.

این سه اهرم یک ویژگی مشترک دارند و آن اینکه باعث غرور مردم می شوند.غرور به معنای فریبی است که از بی خبری و جهل نشات می گیرد.

تطمیع یعنی به طمع انداختن افراد با پول و ریاست

تهدید به معنای ترساندن مردم از جانشان و

تحمیق به معنای سواستفاده از جهل مردم نسبت به دین و استفاده از باورهای مذهبی آنها برای به دنیا رسیدن خود

برای همین در صورتی که حکومتی از این سه اهرم استفاده کند باید بر اسلامی و الهی بودن آن شک برد چرا که نمی توان از اهرم های شیطانی برای هدف الهی سود جست.*

* برگفته از مباحث آیت الله مجتبی تهرانی در محرم امسال

آدرس سایت ایشان: http://mojtaba-tehrani.ir


89/9/21
1:27 عصر

در دفاع از هیئت

بدست روح اله ریاضی در دسته

این روزها مدام در سایت ها و روزنامه ها ، به برخی رسوم متداول شده در هیئت ها انتقاد و گاه حمله می شود و سخنانی از بزرگان به صورت گزینشی منتشر می شود که همه و همه گویای ان است که وضع فعلی هیئت ها و عزاداری های ما ، چندان مناسب نیست.

اما سوالی که هیچ وقت پاسخ داده نمی شود آن است که آیا این وضع مورد نقد، یک دفعه از آسمان به زمین افتاده است و منتقدین گرامی امروز و دیروز آن هیچ نقشی در به وجود آمدن آن نداشتند؟

مثلا گفته می شود که هیئت به دست مداحان افتاده.همین الان اگر تمامی مداحان را به کناری زده و هر 10 تا هیئت را در هم ادغام کنیم، آیا به تعداد کافی سخنران کاربلد یا به تعبیر آیت الله جوادی عالم و فاضل داریم که هیئت ها را بسپاریم به دستشان؟

یا به شعر و سبک نوحه ها ایراد گرفته می شود و نمونه مثال از شهر محتشم کاشانی می آورند.معنی اش این است که طی این سالها در عرصه تولید شعر مناسب و آوا و نواهای غیر مذهبی تولیدات چندان قابل توجهی نداشتیم تا بتوان از آنها استفاده کرد.

یا از سنت های غلط هیئت گفته می شود.من از شما می پرسم این جوان که اقتضای طبیعتش داشتن شور و انرژی است کجا می تواند این انرژی را تخلیه کند و یا از آن استفاده مناسب ببرد.در عرصه سیاست که می شود امنیت ملی! در عرصه اقتصاد که دولت خیمه زده، در عرصه علم و دانش که چه بگویم؟ در عرصه ورزش هم کافی است به مصاحبه های مدال آوران آسیایی مراجعه کنید که اغلب با تلاش خودشان به اینجا رسیده اند، عرصه هنر هم که وااسلاما!

به نظر من تازه باید از جامعه مداحان و برگزارکنندگان هیئت ها تجلیل هم بشود که دارند جور کم کاری بقیه را می کشند.و سعی در ارضای نیازهایی دارند که اگر فرصت و مجال مناسبی برای توجه به آنها فراهم می شد، هیچ وقت قدمشان به هیئت باز نمی شد.

البته من منکر این اشتباهات نیستم و در آینده به آنها خواهم پرداخت ولی می خواهم بگویم که وضع امروز هیئت های ما نتیجه عینی و واقعی کارهایی است که تا به امروز انجام داده و نداده ایم و بی انصافی است اگر کاهلی خودمان را به گردن فلان مداح و هیئتی بیاندازیم که صرفا برای گرم شدن مجلسش دست به برخی کارها می زند.


89/9/18
12:42 عصر

نقد مرجعیت!

بدست روح اله ریاضی در دسته

تا بدان جا که فهم ناقص من از دین جواب می دهد، در حوزه نقد و پرسشگری و نصیحت، تفاوت چندانی بین یک انسان عادی با مرجع تقلید و حتی ائمه مسلمین نیست.برای همین هم بابی در کتب احادیث به نام نصیجت ائمه مسلمین وجود دارد.

اما آنچه در سایت الف از یک طرف و توسط یک روحانی آن طرف آبی از سوی دیگر در مورد سخنان اخیر آیت الله العظمی وحید خراسانی ، درج شد را نقد نمی دانم.و برای همین با چنین رویکردهایی مخالف هستم.

اینکه نظر یک مرجع تقلید در مورد یک اتفاق را نپذیریم و با آن به دلایلی مخالف باشیم و در نقدمان به آن بپردازیم ، یک بحث است و اینکه بخواهیم تعیین تکلیف کنیم که چرا در فلان مورد ،مثل این مورد اظهار نظر نکردی ، بحثی دیگر.

حتی نباید در مورد یک انسان عادی هم این گونه مغالطه وار به نقد نشست، چه برسد به نظز شرعی یک کارشناس امور دینی در مورد مسئله ای در همان دسته.

اما سوال اصلی ام از دو طرف ماجرا این است که ایا آنان در مورد مراجعی که مدام به مدح و ثنایشان می پردازند هم این گونه به تعیین تکلیف می پردازند و یا در آن مواقع اوج بصیرتشان می شود تبعیت محض!


89/9/14
12:28 عصر

نباید هیات با خواب اداره شود

بدست روح اله ریاضی در دسته

«...شما بزرگواران حامل یک چنین پیامی هستید تا برای شما ممکن است منبر را ترک نکنید و جریان سیدالشهداء شرف دنیا و آخرت ما است. مبادا کسی خدای ناکرده خیال بکند که این منبرها آدم را کوچک می‌کند که اگر خدای ناکرده این فکر باشد اینجا هم متأسفانه نظیر پاکستان می شود که کار به دست «ذاکرین» می‌افتد که علماء آنجا مهجورند و کسی حرف علماء را گوش نمی‌دهد. شما ببینید در بعضی از روستاها یا شهرها حتی خود مرکز، متأسفانه بعضی از حسینیه‌ها را مداح ها دارند اداره می‌کنند نه علماء. وقتی کسی که اهل سخن باشد و اهل استدلال باشد فاصله بگیرد و منبر را رها بکند، مردم که جریان عزاداری را که ترک نمی‌کنند. اگر یک عالم بزرگواری یک تحصیل کرده‌ای یک جوان فاضلی یک سخنران دینی متعهد و متدینی اداره نکند بالاخره با همین خوابها اداره می‌شود...

 اگر 1400 سال 1500 سال قبل بود می‌گفتند زمان جاهلیت بوده  الآن چی ؟! مثل آب  زمزم تقدیس می‌کنند. وقتی دینشون رو با این دارند حفظ میکنند ما با اون شرف آسمان و زمین و دنیا و آخرت چرا نتوانیم دینمون را حفظ بکنیم؟!. مسائل دیگر قابل تدبیر و اداره کردن صحیح است ولی جریان کربلا رو به دست هرکسی ندهید. با مداح هم در نیافتید اینها رو توجیه کنید. کم کم هم مردم عاقلتر می شوند هم هیئت امناء متفکرتر می شوند هم اینها روشنتر می شنود. با خواب و قصه های غیر صحیح نمی شود دین را حفظ کرد. شما در جریان قمیین و بزرگانی که اینجا بودند، بعضی از علمای بزرگوار قم به جرم اینکه بخشی از روایات ضعیف رو نقل می کردند همین علمای قم تبعیدشان کردند(در رجال‌ و درایه که هم اسمش رو دارید و هم سابقه شان را دارید). که این بزرگان قم، این را از اینجا بیرون کردند که چرا روایات ضعیف را نقل می‌کنی. چه رسد به اینکه انسان بیاید شرف دنیا و آخرت که سیدالشهداء است با خواب و با یک چیزهایی که معتبر نیست...!

مگر مقتل کم است ،مگر مصیبت کم است ،مگر حرفهای گدازنده کم است مگر اشعاری که ترجیع بند گونه بعد از مرحوم محتشم کاشانی، سرایندگان فخرآور ما گفتند کم است. همین ترجیع بندی که مال مرحوم محتشم کاشانی است خیلیها هم به همان وضع شعر گفتند؛ آنها پوست و استخوان آدم را می‌سوزاند اگر کسی اهل معرفت باشد دیگر لازم نیست که حتماً آن حرفهایی که معقول نیست مقبول نیست منقول نیست آنها را آدم نقل بکند....»

برگرفته از بیانات آیت الله جوادی آملی


89/9/11
1:35 عصر

چرایی سلب اعتماد!

بدست روح اله ریاضی در دسته

«اعتماد» به مانند «آب» برای حیات اجتماعی هر انسانی لازم است.بشر تا وقتی که نتوانست «اعتماد» کند، به رشد نرسید و زندگی بدوی داشت.او مجبور بود تمام نیازهایش را خودش تامین ، مخاطرات را رفع و برای آینده اش برنامه ریزی کند.

یک لحظه زندگی تان را بدون اعتماد متصور شوید.نمی توانید هیچ کاری را به دیگری بسپارید و حتی به اشیا و لوازمتان هم بدبین خواهید بود.در آن صورت خواهید توانست زندگی کنید؟

اما هر چه اعتماد را مهم بدانیم نباید فراموش کنیم که خطرات مهم تری آن را تهدید می کند و به تعبیر بزرگی ، چند سال برای کسب اعتماد صرف می شود ، ولی یک روزه از دست خواهد رفت.برای همین باید با شناسایی مواردی که موجب سلب اعتماد می شود، در حد امکان از آنها جلوگیری کرد.

اولین موردی که موجب بی اعتمادی می شود ، بنا نهادن اعتماد بر مبنایی غلط است.فرض کنید از بقال محله ، شیر می خرید.اگر کسی از شما بپرسد از کجا اعتماد دارید که شیر خریداری شده سالم باشد ، جواب شما چه خواهد بود؟

مبنای غلط یعنی اینکه گفته شد فلانی آدم خوبی است، هر روز در صف اول نماز مسجد است، برخورد مناسبی دارد و... در حالی که هیچ کدام از اینها نمی تواند به اندازه ارجاع به تاریخ روی پاکت شیر اعتماد مخاطب را جلب کند.

دوم اینکه هیچ اعتمادی نمی تواند صد درصد باشد.شیری که تاریخ مصرف اش نگذشته باشد ، لزوما سالم نخواهد بود.ممکن است در هنگام تولید، حمل و یا نگهداری در مغازه ، شرایطی رخ دهد که موجب فاسد شدن شیر بشود.برای همین باید راه های میانبر و جایگزینی را تعریف کنیم تا هر از گاهی به کار گرفتن انها ، آنچه به آن اعتماد کرده ایم را بسنجیم.مثلا شیر را بجوشانیم.

سوم اینکه نباید با اعتماد به کسی آن را چون کوچه بن بست غیر قابل بازگشت بپنداریم.چون تمامی شرایط زمانی و مکانی و ... در حال تغییر هستند و نمی توان اعتماد بر اساس شرایط دیروز را مبنای شرایط حال و اینده قرار داد.

حال اگر در حوزه اعتماد بخواهیم به محدوده انسان ها وارد بشویم ، بسیار مشکل تر خواهد شد.

آنچه امروز در بخشی از جامعه ما رخ داده ، سلب اعتماد از حاکمان و سیاست های آنهاست.که من هر سه این اشتباه را در اعتماد از دست رفته می بینم.یعنی متاسفانه مدام بر مبناهای غلط تاکید می شود و هر گونه پرسش گری و یا سلب اعتمادی با اصطلاحات سخیف مواجه می شود.نتیجه اش هم کاملا هویداست.و انکه در این وضعیت با دمش گردو می شکند، می داند که خود ما هستیم که برایش این فضا را ایجاد کرده ایم.


89/9/8
11:0 عصر

دو نکته درباره حادثه تروریستی

بدست روح اله ریاضی در دسته

در مورد حادثه تروریستی اخیر دو نکته مهم وجود دارد که معمولا از دید رسانه های ثناگوی ما قابل بیان نیست.

اول اینکه در هر حادثه و اتفاقی که منبع آن مشخص نیست ، نباید از این نکته غفلت کرد که چه کسانی از آن حادثه سود می برند.بالاخره هدفی پشت این جریان ها بوده.حالا می توانید با نگاه به افرادی که این حادثه را علم کرده اند تا حدی به ذی نفعان پی ببرید.

دوم اینکه در هر حادثه تروریستی که بیش از 5 نفر در آن سهیم باشند، یعنی با یک تیم طرف هستیم و در آن صورت به طور یقین ردی از عوامل آن بر جا خواهد ماند.حالا اگر این حوادث به مانند ترور سال گذشته دکتر علیمحمدی به فراموشی سپرده شد، معنی اش آن است که دستی در قدرت مانع افشا و برخورد با عوامل آن حادثه شده و یا آن را به صلاح ندانسته.