سفارش تبلیغ
اخبار جدید
اخبار جدید

92/3/20
3:4 عصر

چراهای مناظره و عدم اجماع اصولگرایان

بدست روح اله ریاضی در دسته انتخابات 92

چرا اصول گرایان که هم اکنون با 4 نامزد اصیل و دو نامزد نیمه اصیل در انتخابات شرکت کرده اند، با هم ائتلاف و یا اجماع نمی کنند؟

چرا در مناظره آخر اینگونه به نقد یکدیگر پرداختند و پنبه ائتلاف را زدند؟

به نظر می رسد برای پاسخگویی به این گونه سوالات نیازمند تبیین چند فرضیه و پاسخگویی به سوالاتی حول و حوش آنها باشیم

در چه زمانی ائتلاف معنی دارد؟

وقتی که شما با ائتلاف به هدف تان برسید و یا آنکه چاره ای جز ائتلاف نداشته باشید و در موضع ضعف باشید.(تقریبا شبیه وضعی که الان اصلاح طلبان در آن قرار دارند.)

آیا اصول گرایان الان در موضع ضعف هستند؟

خیر

آیا با ائتلاف به رای شان اضافه خواهد شد؟

خیر

فرضیه اول: تعداد مشارکت کنندگان در انتخابات اخیر در حدود 45 تا 50 درصد است.این رقمی است که اصولگرایان به آن راضی هستند و به دنبال مشارکت حداکثری و افزایش شور و نشاط انتخاباتی نیستند. یعنی در حدود 25 میلیون رای دهنده قطعی و تا 80 درصد قطعی در انتخابات اخیر داریم که فارغ از اینکه نامزدها چه کسانی هستند در انتخابات شرکت می کنند.

فرضیه دوم: رای خالص و واقعی اصولگرایان بین 5 تا 7 میلیون و در خوش بینانه ترین حالت در حدود 10 میلیون است.محمود احمدی نژاد در دو انتخاباتی که توانست بیش از این میزان رای بیاورد از دو تاکتیک شعارهای اقتصادی و عامه پسندانه و حمله به قدرت های اشرافی و دزد و مال مردم بر،و خود را در مقام مظلوم و کسی که نمی گذارند کار کند استفاده کرد. اصولگرایان اگر امیدی به این روشها داشتند می گذاشتند آقای هاشمی به میدان بیاید.

نتیجه این دو فرضیه آن است که اصولگرایان امکان کسب رای حداکثری را در یک رقابت دو قطبی و هم چنین امکان دوقطبی کردن فضا را به دلایلی نداشتند.برای همین با 4 کاندیدا وارد شدند و سعی کردند هر کدام از این کاندیداها در قحط الرجال موجود ، جمعی از این 25 میلیون را به سمت خود جلب کند و آرای آنان را به حساب اصولگرایان منظور کنند و در نهایت دو اصول گرا و حداکثر با شخصی مانند محسن رضایی به مرحله دوم بروند و بازی را از ابتدا برنده باشند.

اما اتفاقی که افتاد آن بود که در نظرسنجی ها متوجه شدند که هنوز بیش از 50 درصد همان 25 میلیون نفر به قطعیت نرسیدند و ادامه یافتن آن شاید منجر به رای آوری نامزد رقیب شود.

برای همین، فرمان مناظرات را از حالت خشک و بی روح به سمت چالش و نقد چرخاندند و ضرغامی قبل از مناظره فرمان آتش داد.فرمانی که دو نامزد معترض در دقیقه نود از آن مطلع شدند ،در حالی که برخی ها با کلی کاغذ  و مدرک و افشاگری آمده بودند.

برای همین در این سناریو برای آن رای نسبتا قطعی 25 میلیونی، هر کدام از شوالیه ها یک نقش خاصی را ایفا کردند.

قالیباف قرار بود رای طبقه متوسط و ماهواره ببین و اینترنت برو را به خود جلب کند و به نحوی از آنچه بر علیه او پخش شده بود به نفع خود استفاده ببرد.

جلیلی با «بگم؟ بگم؟» و افشاگری و رو کردن مدارک محرمانه، آن طیفی که عاشق این رفتار سلف قبلی اش بودند را به وجد بیاورد که «مناظره به پا شد ... فلانی کله پا شد»

حداد در مقام دفاع تمام قد از نظام و حمله مودبانه تر به اصلاح طلبان بپردازد و در نهایت

ولایتی با موضع گرفتن در مقاببل جلیلی رای اصول گرایان معتدل و معترضین عاقل به سیاست های احمدی نژاد را از روحانی به سمت خودش بچرخاند.

اما اتفاقی که افتاد آن بود که اگر چه ولایتی و حداد تا حدودی موفق شدند، ولی جلیلی و قالیباف نتوانستند و شهردار تهران، در نهایت در گازانبری خودش گیر افتاد و جلیلی نیز نتوانست آن موج اجتماعی را ایجاد کند. شاهد مثال آن را می توان در استقبال های مردمی و هم چنین نظرسنجی های مختلف سفارشی مشاهده کرد.

نکته: در میانه این یادداشت بود که خبر ائتلاف اصلاح طلبان و انصراف آقای حداد منتشر شد.

اما با انصراف آقایان عارف و حداد چه اتفاقی می افتد؟

با انصراف آقای عارف سبد رای او یا به آقای روحانی منتقل می شود و یا اصلا شرکت نمی کند.(احتمال انتقال آن به اصولگرایان بسیار پایین است، به خصوص آنکه عارف همه جا جار زده که من اصلاح طلبم و بعید است که کسی که با این جار زدن به رای دادن به او رسیده باشد، برود و به رقیب رای بدهد.)

در صورت حمایت علنی و صریح آقایان هاشمی و خاتمی و با مبنا قرار دادن همین نظرسنجی های منتشر شده، احتمال بالا زدن رای آقای روحانی از قالیباف نیز می رود. در این صورت چه بسا محسن رضایی بتواند در دقیقه نود، قالیباف را جا بگذارد و کاندیدای اصلی به بدلی تبدیل شود.

انصراف آقای حداد اگر چه لازم بود و قبلا نیز پیش بینی کرده بودم، ولی کافی نیست.احتمال انتقال رای ایشان به اقای روحانی نیز بسیار کم است ولی این رای اگر بین سه نامزد دیگر پخش شود، باز هم نمی تواند به افزایش احتمال اصول گرا بودن دو نامزد مرحله دوم کمک کند.

اگر بخواهیم منطقی نگاه کنیم ، باید اقای جلیلی نیز انصراف بدهد؛ البته اگر جریان حامی او حاضر به چنین ایثاری بشوند.چون می شود با قطعیت گفت که احتمال انتقال رای او به اقای روحانی بسیار کم است، درحالی که برای آقای ولایتی شاید تا بالای 50 درصد نیز انتقال رای رخ بدهد و به مثابه کمک به رقیب تلقی شود.

از آن جایی که نامزدها می بایست تا 72 ساعت قبل از رای گیری انصراف خودشان را اعلام کنند، امشب و فردا ساعت های سرنوشت سازی خواهد بود.