سفارش تبلیغ
مجله هاست ایران
مجله هاست ایران

90/5/30
3:10 عصر

دیندار پرسشگر یا پرسشگر دیندار-2

بدست روح اله ریاضی در دسته

آنچه از ظاهر جامعه ما بر می آید، دینداری مان حداقل از لحاظ زمانی بر پرسشگری مان تقدم دارد.

یک دختر 9 ساله که در مدرسه سفرنامه اقای هاشمی و جدول ضرب می خواند و تازه به درکی از کلمات رسیده، باید نماز بخواند و روزه بگیرد و حجابش را رعایت کند.منظورم این است که دغدغه آن دختر 9 ساله فلسفه احکام و اصول دین و امثالهم نیست و اگر به شیوه استدلال هایی که برایشان می شود نگاه کنید ،خواهید دانست که از چه بنیان مرصوصی برخوردار هستند.برای همین ما اول بچه هایمان را با ظواهر دین و احکام ان عادت می دهیم و احیانا در اینده هست که آنها با مضمون دین اشنا می شوند.

نکته تاسف بار قضیه آن است که در ادامه و در دبیرستان و دانشگاه و رسانه و جامعه هم آن پرسش گری، عملی مذموم دانسته و شبهه افکنی نامیده می شود و اگر هم نفی نشود ،محلی برای اثبات آن و پاسخ گویی به پرسش ها وجود ندارد.

اما اگر این روش برای 40، 50 سال قب ل و ماقبلجواب می داد و خلق در روستایی زندگی می کردند و رسانه ای نبود و کل دینشان همان روحانی محل بود و گوش و چشم شان به دهان او و دلمشغولی شان به طهارت و عبادت و سفرشان زیارتی و آن هم معدودی در کل عمر، امروزه که می توان از داخل منزل و به مدد اینترنت و ماهواره و دیگر وسایل ارتباطی به هر چه دلت خوست دسترسی پیدا کنی، و اگر تو نپرسی دیگران با پرسش هایشان تو را به شک می اندازند ، آن شیوه دینداری که مبتنی بر تقدم دینداری بر پرسش گری است ،به چالش کشیده شده است.

البته هستند افرادی که هنوز هم درب گوش و چشم و منطق شان را به دنیای امروز و چرا؟ و اما؟ و ... هابسته اند و عقل شان به دهان آقا بسته است و در پیله خودشان دیندارند و ان شاا... که باشند.

از آن طرف هم عده ای با دو تا سوال و تشکیک همه آنچه بدون شعور در مخ شان کرده اند را بیرون می اندازند و تبدیل به موجودی از اینجا مانده و از آنجا رانده می شوند.

یک عده معدودی هم وجود دارند که با احتیاط و قدم به قدم به جستجوی پاسخ ها و رفع شبهات ایجاد شده در ذهن شان می پردازند که البته مورد هجوم بیشترین تهمت ها و نسبت ها هم قرار می گیرند.

من خودم به دنبال این راه سوم هستم که البته وقتی جایی برای سوال پرسیدن و پاسخ شنیدن و بحث کردن وجود ندارد مجبورم و مجبوریم که سوال هایمان را به صفحات وبلاگ و دیگر رسانه های مجازی بکشیم.رسانه هایی که ذات وجودی شان موضوعی دیگر را می طلبد که ما از سر اضطرار به آنها پناه برده ایم.

ادامه دارد...