• وبلاگ : سي و يك شب
  • يادداشت : کمي آينده نگر تر
  • نظرات : 1 خصوصي ، 3 عمومي
  • آموزش پیرایش مردانه اورجینال

    نام:
    ايميل:
    سايت:
       
    متن پيام :
    حداکثر 2000 حرف
    كد امنيتي:
      
      
     
    + رضا ايراني 
    سلام.فرموده ايد:( همين که همه دنبال يک منجي هستند که بيايد و همه چي را درست کند و هيچ کس سهم خودش در اين درست شدن را نمي بيند و حاضر نيست به آن عمل کند مي تواند وجهي از اين استبدادپذيري ما باشد.) آيا من به دنبال منجي هستم يا شما؟اين شماييد که ميگوييد علي رغم تمام هجمه ها باز هم به بازي حاکميت تن دهيم وهيچ کاري نکنيم؟از نظر من شرکت در انتخابات يعني هيچ کاري نکردن(اليته با وضعيتي که آن ها ميخواهند شرکت کنيم). تحقق خواسته هارا از طريق شرکت در انتخابات نميتوانيم انجام دهيم چون اولا:نميگذارند پيروز شويم ثانيا بر فرض پيروزي نهادهايي چون مجلس يکدست و قوه قضاييه و ...که اتفاقا همانطور که قبلا گفتم محصول انفعال گذشته ما و عدم استفاده از پشتوانه مردمي بود اجازه هيچ کاري به ما نميدهند.ببينيد ما از مجلس چهارم حذف شديم و بازهم شرکت تز شما نزديک 20 سال است عمل نکرده و مطمئن باشيد درآينده هم عمل نخواهد کرد.يه مسئله ديگه اينه که تحريم انتخابات انفعال و به انتظار منجي نشسن نيست و عين فعاليته.
    توضيح:بنده مخالف شرکت در انتخابت آينده نيستم منظورم از تحريم انتخابات شرکت تحت شرايطي است که اقتدارگرايان معين ميکنند. من ميگويم با تاکيد بر آرمانهاي اصلاحات و نه يک مدل قلابي اصلاح طلبي در انتخابات شرکت کنيم. در واقع نبايد به همه زياده خواهي هاي آنان تن دهيمو خودمان باشيم.
    يا در جاي ديگه گفته ايد:
    (احمدي نژاد از حداکثر ظرفيت رياست جمهوري اش استفاده کرد.قبول.اما تو چه راهي؟آيا يکي که مي گه من اومدم اصلاح کنم مي تونه مثل اون عمل کنه.ما در مقابل امثال آقاي جنتي با يک نظر متفاوت مواجه نيستيم.اين حضرات يک ايدئولوژي دارند و براي همين مي گويم بايد جامعه را رشد داد و بالغ کرد و ايدئولوژي آنها را مذموم ساخت.و الا با حذف شدن اين حضرات يک عده ديگر مي آيند).بايد بگويم اتقاقا هيچ خط قرمزي در نزد اصولگرايان بالاتر از تضعيف رهبر يا حداقل القاي اين حس به جامعه نيست که احمدي نژاد اين را انجام داد و تازه اون قدرت مردمي اصلاحات رو به هيچ وجه نداره و طيف حاميان وي دغدغه معيشت داشتند تا آزادي و عدالت و ....-
    آخرين نکته اينکه با توجه برداشت مردم و همچنين حاکميت از افکار اصلاح طلبان پيروزي آنان خود به خود نشانه تمايل مردم به توسعه آزادي ها و احترام به ارزش هاي دموکراتيک است و خود به خود حاکميت در تقابل با اين فکر بايد هزينه هاي آن را تقبل کند که اين نيز امتياز مثبتي به سود ماست.در واقع آرمانهاي ما فشاري از سوي جامعه است که ما موظف به انجام آن هستيم -با تشکر
    + رضا ايراني 
    سلا مجدد-بنده نگفتم منفعل باشيم و به انتخابات فکر نکنيم حرفم اين است که داريم بيش از حد عقب نشيني ميکنيم .آنقدر عقب نشيني کرده ايم و بي بخار بوده ايم که هر بلايي به سرمان آمده است .قدري تهاجمي باشيم .مثل احمدي نژاد- اردوگاه اصولگرايان را به زانو در آورده اما مثلا ما در دوران آقاي خاتمي با عقب نشيني هاي بي موردمان شهامت رد صلاحيت و حذفهاي گسترده را به آقايان داديم.بالاخره ما کجا بايد تقابل کنيم؟شديم بازيچه تا انتخابات پرشور برگزار شود.ثانيا فرهنگ استبداد پذير جامعه ايران را چگونه ميتوان اصلاح کرد؟اتفاقا من معتقدم کوتاه آمدن هاي ما انفعاله که بايد با اقدامات شجاعانه فعال عمل کنيم که اين مسئوليت بيشتر به عهده آقاي خاتمي است.در ضمن استبداد پذيري ما تعديل شده .به اون شوري هم نيست.سپاس
    پاسخ

    سلام.اينکه فرموديد استبدادپذيري تعديل شده چندان قابل اثبات نيست.ولي همين که همه دنبال يک منجي هستند که بيايد و همه چي را درست کند و هيچ کس سهم خودش در اين درست شدن را نمي بيند و حاضر نيست به آن عمل کند مي تواند وجهي از اين استبدادپذيري ما باشد.خاطر نشان مي کنم که معمولا استبدادها يا ظاهر فريبنده مي آيند و ار اولش کمتر کسي است که بيايد و بگويد فقط من حق حرف زدن دارم.در مورد کوتاه آمدن هم حرف بسيار است.من هم خودم به برخي روحيات آقاي خاتمي انتقاد دارم ولي الان آن هايي که کوتاه نيامدند الان کجايند؟ يا تو زندان و يا آن طرف آب.من و شما کدوم يکي از اين دوتا نتيجه رو مي پسنديم. آقاي محمدرضاخاتمي همين يک ماه پيش گفته بود که ما به دنيال تغيير نظام نيستيم.از حرف هاي مير و شيخ و خاتمي هم همين بر مي آيد.يک موقعي مي گويي اين نظام فاسد است.اصل و ريشه اش غلط بوده و يا غلط شده و اميدي به آن نيست،چيزي هم براي از دست دادن نداري.مي تواني حرکت انتحاري کني.يک موقع مي گويي مي خواهم اصلاحش کنم.پس بايد از حداقل فرصت ها هم بهره ببري.احمدي نژاد از حداکثر ظرفيت رياست جمهوري اش استفاده کرد.قبول.اما تو چه راهي؟آيا يکي که مي گه من اومدم اصلاح کنم مي تونه مثل اون عمل کنه.ما در مقابل امثال آقاي جنتي با يک نظر متفاوت مواجه نيستيم.اين حضرات يک ايدئولوژي دارند و براي همين مي گويم بايد جامعه را رشد داد و بالغ کرد و ايدئولوژي آنها را مذموم ساخت.و الا با حذف شدن اين حضرات يک عده ديگر مي آيند.شايد هم چند سالي وضع بهتر شود.مگر همين جماعت اصلاح طلب زمان امام شبيه اصول گراهاي فعلي نبودند؟مابايد جامعه رو به انجا برسانيم که خودش بيايد دست مسئولين اش را بگيرد و بگويد من آزادي انديشه و بيان مي خوام.من دموکراسي مي خوام.من رعايت حقوق انساني و اسلامي مي خوام.من پاسخگويي مي خوام و تو اين راه خودم صف اولم.نه اينکه خاتمي برو برام ازادي بيار.احمدي برو برام پول بيار و...
    + رضا ايراني 
    هرچه ميکشيم از فراموشي گذشته است درست است که بايد آينده را ديد اما نبايد اسير توهم و خوش بيني شد.امروز ما نتيجه فراموشيهايمان در گذشته است .بايد واقع بين باشيم که اگر تغيير اساسي در آرايش طبقه حاکم به وجود آمد به شرکت در انتخابات تن دهيم و الا همان آش و همان کاسه.بعد بايد انتخابات 92 را فراموش کنيم به انتخابات 96 بينديشيم بعد ازآن هم بر ظلم ها چشم بپوشيم تا انتخابات بعد و يکدفعه ميبينيم زمان ميگذرد و ما همنايم که بديم
    پاسخ

    نبايد در گذشته ماند.گذشته چراغ راه آينده است.اما نه بروي زيرچراغ بشيني و روشنايي رو جشن بگيري.چراغ رو بردار و حرکت کن.من اصلا نمي گم تو انتخابات شرکت کن يا نکن.مي گم بهش فکر کنيم.رفتاري فعال نشان بدهيم .و انفعالي عمل نکنيم .از اول چشم مان را نبنديم و چند تا شرط غيرقابل امکان بذاريم و بگيم خودشون نخواستن.يک طرف ميگه تا توبه نکني، اون طرف هم ميگه تا اونا رو آزاد نکني.هنوز تو سه سال گذشته اند.در ضمن اين اهداف و آرمان هايي که برايش معترضيم خيلي هاشون تو فرهنگ و خون جامعه نيست.جامعه الان ما استبداد پسنده.حالا هر چي بياييم و شعار دموکراسي بديم و تبليغ کنيم سر بزنگاه مي پيچه تو کوچه استبداد.به يکي مي گه هر چي تو بگي و از خودش سلب مسئوليت مي کنه.ما يک انقلاب با هزينه بسيار کرديم و هنوز بعد سي سال تو اصول اوليه اش مانده ايم.الان هم از اون طرف افتاديم.بايد فرهنگ سازي کرد، آدم تربيت کرد، فکر و انديشه را نهادينه کرد و بعدش حرکت.نه اول حرکت کنيم و بگيم بقيه اش درست مي شه.تا حالا که نشده.اين چيزهاييه که بايد از گذشته بياموزيم.