• وبلاگ : سي و يك شب
  • يادداشت : دولت مستعجل 1 (استراتژيک يا عملياتي)
  • نظرات : 2 خصوصي ، 2 عمومي
  • ساعت دماسنج

    نام:
    ايميل:
    سايت:
       
    متن پيام :
    حداکثر 2000 حرف
    كد امنيتي:
      
      
     
    سلام
    اين مساله تصميم گيري گتره اي(که در چارچوب استراتژي هاي خرد و کلان نيست) به نظر من از چند تا مساله نشات مي گيرد.
    1) اصولا رئيس دولت شهردار بود آن هم براي شهري در حد اردبيل و فاقد ديد کلان حتي در حد وزارت. البته از لحاظ سوسه آمدن از همه سر است.
    2) عوام گرا يا همان پوپوليست بودن رئيس
    3) توهم نخبه بودن که مخصوصا آن اوايل به نظر مي رسيد باعث مي شد رئيس فکر کند که اقدامات فعلي او تا به حال به فکر کسي نرسيده است(اين حرف به نظر پخته نمي آيد اما شواهد بسيار زيادي دال بر اين مساله هست، کاهش نرخ بهره، ريختن انواع وامها در اقتصاد، طرح خنده دار اشتغال زايي و کليه طرحهاي ساده انگارانه و البته عوام فريبانه ديگر. اين خنده دار است که مردي در اين جايگاه با آن يد بيضا را اينگونه تصور کنيم ولي به نظر من واقعيت دارد)
    4) خوي خود رايي رئيس
    5) بيگانه بودن رئيس با تفکر سيستمي
    6) توهم منتخب(الهي) بودن که باعث مي شد که رئيس فکر کند الان که خلق الله و مخصوصا مستضعفين، در يک فرايند معجزه وار، علي رغم توطئه دشمنان او را برگزيده اند و برکت از زمين و زمان سرازير شده(نفت گران 140 دلاري) پس بايد همه مسائل را به يد توانمند خود با ايده هايي راه گشاي خود حل کند.

    در يک کلام مردي قد کوتاه و متوهم پشت تريبوني که برايش بزرگ است ولي اجازه پيدا کرده که هر چه مي خواهد پشت آن بگويد.
    پاسخ

    مواردي که شما نوشتيد جاي بحث فراواني دارد.در اين يادداشت و ادامه آن مي خواهم فقط سبک و روش را به نقد بکشم نه فرد و نيات او را.
    مطلب خوبي بود برادر
    پاسخ

    ممنون